الشيخ أبو الفتوح الرازي
376
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
تعويق كنند ( 1 ) . [ و تعويق ، تفعيل باشد از « عوق » ، و آن منع بود . و تعويق تثبيط و تبطيه ] ( 2 ) باشد بر سبيل تهديد و وعيد . گفت : خداى شناسد آنان را كه مردم را از كارزار باز مىدارند ، و ايشان را منع مىكنند و مىترسانند . * ( وَالْقائِلِينَ ) * ( 3 ) * ( ) * ، و آنان كه مىگويند برادران ايشان را ، يعنى همكيشان و هم اعتقادان خود را از منافقان : * ( هَلُمَّ إِلَيْنا ) * ، به ما آيى و بشتابى به ما . * ( وَلا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا ) * ، و ايشان به كارزار نيايند و حاضر نشوند مگر اندكى از اوقات و احيان . قتاده گفت : آيت در شأن جماعتى منافقان آمد كه ايشان گفتند اصحاب محمّد بيش از آن نهاند كه ايشان را سر گوسپندى به خوردن كفايت باشد ، و اين كنايت باشد از قلَّت . و ممكن نيست كه اينان با اين جماعات ( 4 ) كه مجتمع شدهاند مقاومت توانند كردن شما را ( 5 ) مهمّ است جان و مال خود در سر محمّد كردن ؟ مقاتل گفت : اين قول جهودان گفتند منافقان را كه قائلان ، جهودان بودند و اخوان ، منافقان ( 6 ) و معوّقان ( 7 ) ، عبد اللَّه ابيّ سلول و اصحابش ( 8 ) . ابن زيد گفت : آيت در شأن مردى آمد كه روز احزاب از پيش رسول - عليه السّلام - بيامد ، برادرش را ديد نان و بريان و نبيذ در پيش نهاده ، گفت : تو اين جا با نشاط مشغولى و پيغامبر خداى در ميان نيزه و شمشير است ( 9 ) ! گفت : اى ابله ! بياى و تو نيز با ما بنشين و به نشاط مشغول باش كه به خداى كه به او سوگند خوردند كه محمّد نيز هرگز باز نيايد ، و ( 10 ) اين لشكر كه جمع شدهاند ، او را و اصحاب او را زنده رها نكنند . برادر گفت او را : دروغ مىگويى ، و اللَّه كه بروم و رسول را خبر دهم از اين كه تو گفتى . بيامد تا رسول را خبر دهد ( 11 ) ، جبريل آمده بود و اين آيت آورده . * ( أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ ) * ، خداى تعالى وصف كرد ايشان را به بخل و جبن ، به بخيلى و
--> ( 1 ) . آب : مىكنند . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش * ( لإِخْوانِهِمْ ) * . ( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : جماعت . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا چه . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش بودند ، كا اند . ( 7 ) . آج ، لب بودند ، كا اند . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : سلول بود و اصحاب او . ( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : و شمشير حرب مىكند . ( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : با . ( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : بيامد و رسول را خبر داد .