الشيخ أبو الفتوح الرازي

371

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اسد ، و حيىّ بن اخطب با جهودان قريظه ( 1 ) . * ( وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ ) * ، يعنى من بطن ( 2 ) الوادى ، از زير وادى ، و آن ابو سفيان حرب بود با قريش . * ( وَإِذْ زاغَتِ الأَبْصارُ ) * ، و چون كژ شد چشمها ، * ( وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ ) * ، [ و دلها به گلوها رسيد ، و اين هر دو كنايت است از شدّت خوف و شدّت حال خايف . و گفتند : معنى آن است كه عرب گويد بد دل ( 3 ) را كه : انتفخ سحره ، باد در شش افتد بد دل ( 4 ) و شش او بر آيد ( 5 ) ، و دل بالاى آن است چون منتفخ شد دل به بالا بر آيد ( 6 ) ، و ذلك قوله : * ( بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ ] ) * ( 7 ) * ( ) * . * ( وَتَظُنُّونَ بِاللَّه الظُّنُونَا ) * ، و به خداى گمانهاى بد مىبردى ( 8 ) از خلف وعد ( 9 ) و مانند اين ، و مراد به اين منافقانند چه مؤمنان واثق بودند ( 10 ) به وعدهء خداى و به نصرت و ظفر از جهت ( 11 ) او . قرّاء خلاف كردند في قوله : * ( الظُّنُونَا ) * و آنچه مانند اين است من قوله : ( الرسولا و السبيلا ) . امّا مدنيان « الف » اثبات كنند ( 12 ) در اين كلمات در حال وصل ( 13 ) و وقف ، و شاميان همچنين ، و عاصم به روايت ابو بكر و ابو عمرو به روايت عيّاش ، و كسائى به روايت قتيبه ، و حجّت ايشان آن است كه : در مصاحف « الف » نبشته است ( 14 ) و لمطابقة رؤوس الآى ( 15 ) ، و نيز براى موافقت سر آيات را . و ابو عمرو در دگر روايات ( 16 ) و حمزه و يعقوب بى « الف » خواندند در حال وصل و وقف بر اصل خود ، چه « الف » در اسمى برند كه منوّن باشد در حال وقف چون

--> ( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : بنى قريظه . ( 2 ) . ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 3 ) . آط و ديگر نسخه بدلها : دل ، با توجّه به معنى و فحواى تعبير در زبان عربى ( لسان العرب ، ماده سحر ) تصحيح شد . ( 4 ) . كذا در آط و ديگر نسخه بدلها بجز كا ، آب ، مش ، كا : افتاد دل . ( 5 ) . آج ، لب ، مش : بر آمد . ( 6 ) . مش : بر آمد . ( 7 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد . ( 8 ) . مىبردى / مىبرديد . ( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : وعده . ( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : واثقاند . ( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : بر دشمنان . ( 12 ) . آط ، آج ، لب ، مش : كردند ، آب : كرده‌اند . ( 13 ) . آط ، آب ، آج ، لب : فصل . ( 14 ) . آط . آج ، لب ، مش : نوشته‌اند ، كا : نوشته است . ( 15 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : الاية . ( 16 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : ابو عمرو و ذكوان .