الشيخ أبو الفتوح الرازي
333
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( وَيَقُولُونَ مَتى هذَا الْفَتْحُ ) * ، و مىگويند ، يعنى كافران ( 1 ) : اين فتح كى خواهد بودن ( 2 ) ؟ بعضى مفسّران گفتند : مراد به فتح حكم است ، يعنى اين روز فصل ( 3 ) قضا و حكم كه شما دعوى مىكنى كى خواهد بودن ؟ و از آن جا ( 4 ) حاكم را « فتّاح » گويند . كلبى گفت : فتح مكّه خواستند ( 5 ) ، و سدّى گفت : به فتح روز بدر خواستند كه رسول - عليه السّلام - ايشان را تهديد كرده بود به آن و انذار كرده و گفته كه : خداى تعالى ما را در اين روز بر شما ظفر خواهد دادن . * ( قُلْ ) * ، بگو اى محمّد . * ( يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمانُهُمْ ) * ، كه روز قيامت هيچ كس را ( 6 ) ايمان سود ندارد . و آنان كه گفتند ( 7 ) ، مراد روز بدر است ، گفتند : يعنى عند معاينهء عذاب و گرفتار شدن ايشان در چنگال شما بر وجهى كه دانند كه محيصى نيست و خلاصى ، چه مثل اين حال حالت ( 8 ) الجاء باشد . * ( وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ ) * ، و نه ايشان را نيز امهال دهند و تأخير كنند ، و روا بود كه كلمه از نظر باشد به معنى ( 9 ) رحمت ، كقوله : وَلا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ( 10 ) . . . ، يعنى با ايشان ننگرند و بر ايشان رحمت نكنند . و فعل مضارع از فعل و افعل در ما لم يسمّ فاعله يك صورت دارد ، اوّل از افعل بود ، و دوم از فعل ، و مثله : « يوعد » ، روا بود كه از وعد باشد و روا بود كه از « اوعد » باشد . * ( فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ ) * ، از ايشان بر گرد و رها كن ايشان را . * ( وَانْتَظِرْ ) * ، و انتظار نزول عذاب كن به ايشان كه ايشان نيز انتظار [ مىكنند . گفتند : انتظار ] ( 11 ) دولت مىكنند كه ايشان را باشد بر شما . و گفتند : انتظار در حقّ ايشان مجاز است ، يعنى عذاب به
--> ( 1 ) . آج ، لب را . ( 2 ) . آط : خواهد بودند . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا و . ( 4 ) . مش : و اين است كه ، آط ، آب ، آج ، لب ، كا : و از اين جاست كه . ( 5 ) . آج ، لب : خواستندى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : روز فتح كس را . ( 7 ) . آب : گفتهاند . ( 8 ) . آج ، لب : حال . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : باشد يعنى . ( 10 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 77 . ( 11 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .