الشيخ أبو الفتوح الرازي

14

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

رحمت خود در بندگان خويش پارساان ( 1 ) . [ 165 . ر ] و ، باز جست مرغان ( 2 ) را گفت چه بود كه نمىبينم پوپو ( 3 ) را يا هست از غايب شوندگان ؟ عذاب كنم او را عذاب كردنى سخت يا بكشم او را ، يا آرد به من حجّتى هويدا . پس درنگ كرد نه بسى دور ، پس پوپو گفت : مىدانم آنچه نمىدانى تو ، و آوردم ( 4 ) تو را از شهر سبا خبرى يقين . بدرستى كه من يافتم زنى را نامش بلقيس كه پادشاه است بر اهل سبا ، و بداده‌اند او را از همه چيزى ، و او را تختى ( 5 ) است بزرگ . يافتم او را و گروه او را سجده مىكردند آفتاب را از فرود خداى تعالى ، و بياراست ايشان را ديو كردار ايشان ، پس برگردانيد ايشانرا از راه ، پس ايشان را راست نمىروند . [ 165 . پ ] ( 6 ) سجده نمىكنند خداى را - عزّ و جلّ - آن كه بيرون آورد نهانى در آسمانها و زمين و داند آنچه پنهان مىداريد و آنچه آشكارا مىكنيد ( 7 ) . خداى نيست خداى مگر او خداوند ( 8 ) عرش بزرگ .

--> ( 1 ) . پارسان / پارسايان . ( 2 ) . آط ، آج ، آل : و بجست مرغ ، آب ، مش : بجست سليمان مرغ . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، آل ، مش : هد هد . ( 4 ) . آج ، مش : آمدم . ( 5 ) . آط ، آج ، آل : سريرى . ( 6 ) . اساس : ما يخفون و ما يعلنون ، با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 7 ) . اساس : آنچه پنهان مىدارند و آنچه آشكارا مىكنند ، كه با ضبط آيه در نسخهء اساس مناسبت دارد . ( 8 ) . آط ، آل : جز او خداى .