الشيخ أبو الفتوح الرازي

5

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و آلام متواتر لا الى انقطاع ( 1 ) ، و ايشان در قيامت زيانكارتر باشند ، و اوليتر ( 2 ) آن بود كه اين افعل بر فاعل ( 3 ) حمل كنند ، اى الخاسرون ، كما قال : وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْه ( 4 ) . . . ، اى هيّن ، و انّى لأوجل اى و جل . آنگه با رسول - عليه السّلام - خطاب كرد ، گفت : تو را اى محمّد تلقّى مى [ كنند ] ( 5 ) اين قرآن يعنى تلقين مىكنند ، و به تو مىآرند فريشتگان . و تلقّى ، استقبال باشد ، يقال : تلقّيته بكذا ، و منه نهى رسول اللَّه عن « تلقّى الرّكبان ( 6 ) » . و « تلقّى » اين جا تلقين باشد ( 7 ) و نيز تلقّن باشد ، يقال : لقّيته بكذا ( 8 ) ، و از اين جا گويند : هذا خبر متلقّى بالقبول كأنّ القبول استقبل به و لقّيته قتلقّى ، و تلقّن ، اذا تقبّل [ و ] ( 9 ) اخذ ، از نزديك خداى دانا حكيم ، آنگاه تلخيص معنى بر هر دو وجه آن بود كه : اين قرآن پيش تو مى ( 10 ) آرند يا تو را ( 11 ) تلقين مىكنند . * ( إِذْ قالَ مُوسى لأَهْلِه ) * ، چون گفت موسى ، يعنى ياد كن اى محمّد چون گفت موسى اهلش را و آنان را كه با او بودند ، چون از نزديك شعيب بازگشت و در آن بيابان حاضر ( 12 ) آمد و اهل او حامله بود ، و شبى تاريك بود ، و زن را درد زادن گرفت ، ابرى سياه برآمد و رعد غرّيدن گرفت ، و گوسپندان ( 13 ) برميدند و باران مىباريد . موسى - عليه السّلام - سنگ و آهن برداشت تا ( 14 ) آتش زند . چندان كه جهد ( 15 ) كرد هيچ آتش فرو ( 16 ) نيامد ، آتش زنه از دست بينداخت . از سنگ و آهن آواز آمد كه آتش در ما نه از بازداشتگان ( 17 ) تو است ، ما جز به فرمان بند از آتش بر نداريم . او فرو ماند .

--> ( 1 ) . چاپ شعرانى : متواتره لا الى الانقطاع . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : اولى . ( 3 ) . اساس : فعل ، به قياس با نسخه آط ، و ديگر نسخه بدلها و معنى عبارت ، تصحيح شد . ( 4 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 27 . ( 9 - 5 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 6 ) . آب : الركبات . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : است . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها و لقّنته فتلقّى . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : تا بر تو . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 13 ) . آج ، لب ، آل : گوسفندان . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش : آهن داشت تا ، مش : و آهنى كه داشت بيرون كرد كه . ( 15 ) . آج ، لب ، آل : چهار . ( 16 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آل : بيرون . ( 17 ) . آب ، آز ، مش : باز گذاشتگان .