الشيخ أبو الفتوح الرازي

135

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

جواب امر ( 1 ) ، مگر حمزه و عاصم كه ايشان مرفوع خواندند به آن كه در جاى حال باشد ، اى مصدّقا لي ، و نظيره قوله : وَلا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ ( 2 ) ، به جزم و رفع ، و نظير رفع قوله : أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ . . . ( 3 ) ، و اين در جاى صفت باشد ، اى مائدة كائنة . * ( إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ ) * ، كه من مىترسم كه ايشان مرا به دروغ دارند . حق تعالى اين دعا به اجابت مقرون كرد ، گفت : * ( سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ ) * ، ما دست تو قوى [ 184 - پ ] كنيم به برادرت ، و هارون در اين وقت به مصر بود . * ( وَنَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً ) * ، و شما را حجّتى و برهانى كنيم . * ( فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا ) * ، كه ايشان به شما نرسند به آيات و بيّنات و معجزات ما . * ( أَنْتُما وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ ) * ، شما و اتباع شما غالب باشى . * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِنا بَيِّناتٍ ) * ، چون موسى به ايشان آمد با آيات ما ، و روا بود كه « با » تعديه را باشد و روا بود كه به معنى « مع » ( 4 ) باشد ، و مراد به آيات معجزات است . و قوله : * ( بَيِّناتٍ ) * ، نصب « بيّنات » بر حال است ، يعنى در آن حال كه روشن و ظاهر بودند . * ( قالُوا ما هذا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىً ) * ، گفتند : نيست اين كه تو آورده‌اى الَّا جادوى فرو بافته ( 5 ) نكو ساخته . * ( وَما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الأَوَّلِينَ ) * ، ما اين كه تو مىگوى در پدران اوّل خود نشنيده‌ايم ( 6 ) . موسى - عليه السّلام - گفت در جواب ايشان : * ( رَبِّي أَعْلَمُ ) * ، خداى من داناتر است به آن كس كه او حق و بيانى ( 7 ) آورده است از نزديك او يعنى او خود را خواست . و اهل مدينه « واو » نخواندند في قوله : * ( وَقالَ مُوسى ) * ، و در مصاحف ايشان « واو » نيست ، و باقى قرّاء به « واو » خواندند . * ( وَمَنْ تَكُونُ لَه عاقِبَةُ الدَّارِ ) * ، و نيز عالمتر است كه عاقبت و سر انجام سراى آخرت به ثواب و نعيم كه را خواهد بودن . كوفيان « يكون » به « يا » خواندند ، براى آن كه فعل متقدّم ( 8 ) است ، و باقى قرّاء

--> ( 1 ) . آب ، آز ، مش : على جواب الامر . ( 2 ) . سورهء مدّثّر ( 74 ) آيهء 6 . ( 3 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 114 . ( 4 ) . آط ، آب ، آز ، مش : معه . ( 5 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، آل ، مش : فرا بافته ، كا : فراساخته . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، آل : نشنوده‌ايم ، مش : نشنوديم ، كا : نشنيديم . ( 7 ) . آب ، آز ، مش : بيان . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، آل ، كا : فعل مقدّم ، مش : فعلى مقدّم .