الشيخ أبو الفتوح الرازي
133
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
يعنى بى برصى . * ( وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ ) * ، حفص عن عاصم خواند : من الرّهب ، به فتح « را » و سكون « ها » ، و كوفيان و شاميان خواندند : من الرّهب به ضمّ « را » و سكون « ها » ، و باقى قرّاء ( 1 ) به فتح « را » و « ها » ، و اين هر سه لغت است . گفتند : معنى آيت آن است كه چون دست تو ( 2 ) سپيد از گريبان بيرون آرى ، تو را خوفى در دل ( 3 ) آيد چنان كه در باب عصا گفت ، دست دگر باره با گريبان بر تا با حال خود شود تا خوفت بشود . بعضى دگر گفتند : معنى آن است كه چون تو را خوفى در دل آيد ، دست بر دل نه تا خوفت ساكن شود . بعضى دگر گفتند : اين كنايت است از تسكين خوف ، اى سكن روعك و اخفض عليك جأشك ( 4 ) ، براى آن كه خايف مضطرب دل باشد ، و ضمّ جناح كنايت باشد از سكون ، و مثله قوله : وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ ( 5 ) . . . ، يعنى ارفق بهما ، و كذلك قوله : وَاخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 6 ) ، و معنى آن كه خود را به دست فرو گير و خود را ساكن باز كن . فرّاء گفت : مراد به جناح ، عصا است ، و بعضى اهل معانى گفتند : « رهب » به لغت حمير ، آستين باشد . اصمعي گفت اعرابى را ديدم كه يكى را مىگفت : اعطني ممّا في رهبك . او را گفتم : « رهب » چه باشد ؟ گفت : آستين ، يعنى دست از آستين بيرون آر كه موسى - عليه السّلام - چون عصا به دست گرفتى دست در آستين كردى . * ( فَذانِكَ بُرْهانانِ ) * ، عامهء قرّاء به تخفيف « نون » خواندند . ابن كثير و ابو عمرو خواندند : فذانّك برهانان ، به تشديد « نون » ، و اين لغت قريش است . در وجه او چهار لغت ( 7 ) گفتهاند ، يكى آن كه تشديد براى تأكيد كرد چنان كه « لام » در « ذلك » آوردند . و قولى دگر آن است كه [ « ذانّك » مخفّف تثنيهء « ذاك » باشد و مشدّد تثنيه
--> ( 1 ) . آط ، آب ، مش رهب خواندند ، آج ، لب ، آل من الرّهب خواندند . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : چون تو دست . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : خوفى پديد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : حاشاك . ( 5 ) . سوره بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 24 . ( 6 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 215 . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : قول .