الشيخ أبو الفتوح الرازي
12
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
زنى را بكشد و در شكم او جنينى باشد ديت مادر و كودك از او بستانند . اگر ندانند كه فرزند نرينه است يا ماده ( 1 ) يك نيمه از ديت مرد بستانند و يك نيمه از ديت زن . ابن عامر و ابو بكر عن عاصم خواندند : فخلقنا المضغة عظاما فكسونا العظم ، در هر دو جايگاه به واحد و باقى قرّا بر جمع . و قوله : * ( فَتَبارَكَ اللَّه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ) * ، اشتقاق « تبارك » از بركت باشد و اصل او من ( 2 ) بروك البعير ، و معنى راجع باثبات و بقا . و قوله : * ( أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ) * ، دليل است بر بطلان قول آنان كه گفتند : لا خالق الَّا اللَّه ، براى آن كه خداى تعالى خالقين به جمع گفت ، اثبات كرد خالقانى جز او . اگر ( 3 ) لا خالق الَّا اللَّه روا بودى كقولنا : لا إله الَّا اللَّه بايستى ، كه اگر گفتندى : فتبارك اللَّه احسن الالهة ( 4 ) روا بودى ، و اجماع است كه اين كفر است . دگر آن كه ما بيان كرديم كه خلق اخراج مقدور باشد از عدم به وجود به آمدنى تقدير ( 5 ) ، و اين در افعال ما بسيار افتد ، پس ممتنع نباشد كه ما را ( 6 ) خالق خوانند [ الَّا آن است كه منع كرده است كه ما را بر اطلاق خالق خوانند ] ( 7 ) براى آن كه افعال ما بيشتر ( 8 ) مقدّر بر نيايد بر آن تقدير كه ما خواهيم از آن كه ما را علم نباشد به تفاصيل ( 9 ) تقدير آن ، و انّما - ما را به تقييد ( 10 ) خالق خوانند . كخالق الاديم [ يقول العرب : خلقت الأديم نعلا ، اذا قدّرته كذلك ] ( 11 ) ، قال الشاعر : و لأنت تغري ما خلقت و بع ض القوم يخلق ثمّ لا يفري و قال آخر : و لا يبطَّ بأيدى الخالقين و لا أيدى الخوالق الَّا جيّد الادم چنان كه يكى را از ما ربّ نخوانند بر اطلاق ، مگر بر تقييد ( 12 ) گويند : ربّ الدّار و ربّ الضّيعة .
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : مادينه . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : از . ( 3 ) . آط ، آج ، لب ، مش نه . ( 4 ) . آل : الاله . ( 5 ) . آط ، آل : يا خلق ضربى تقدير ، آب ، آز ، مش : با ضربى تقدير ، آج ، لب : ما خلق ضربى تقدير . ( 6 ) . آب بر اطلاق . ( 11 - 7 ) . اساس ، افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد . ( 8 ) . مش به . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : اجزاء . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : تقيّد . ( 12 ) . لب : تقيّد .