الشيخ أبو الفتوح الرازي
61
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گفت از عبد اللَّه عبّاس كه ، معنى آن است كه : زنان عواقر چون او نزادند ، يعنى بى مثل بود في كونه ولد العاقر . و گفتند : * ( قَبْلُ ) * براى آن گفت كه ، از ( 1 ) پس او رسول ما بهتر از او بود ( 2 ) ، و اين هم درست نيست براى آن كه از پيش او پيغامبران به از او بودند چون : نوح - عليه السّلام - و ابراهيم و موسى ( 3 ) عليهما السّلام ( 4 ) . * ( قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ ) * ، زكريّا - عليه السّلام - گفت : بار خدايا ! [ مرا ] ( 5 ) چگونه پسرى باشد ، * ( وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً ) * ، و اهل من عاقر است ، نازاينده ، و من از پيرى و علوّ سنّ از حدّ فرزند گذشتهام ، يعنى پشت من از آب خشك شده است . قتاده گفت : مراد آن است كه ، استخوانهاى من از گوشت خشك شده است ، يقال : ملك عات ( 6 ) اذا كان قاسى القلب ، و عبد اللَّه عبّاس [ خواند ] ( 7 ) : عسيّا ، و هو متجاوز الحدّ ( 8 ) را در سخت دلى گويند : عتيّا و عسيّا » . و حمزه و كسائى خواندند : عتيّا و جثيّا و صليّا و بكيّا ، به كسر اوايل اين كلمات ، و در شاذّ يحيى بن وثّاب همچنين خواند ، و آنان كه كسر خواندند براى مقاربت « يا » اختيار كردند ، و اصل كلمه عتوى و جثوى بوده است ، على وزن فعول فى جمع فاعل ، كساجد و سجود و راكع و ركوع . آنگه براى مجاورت « يا » آخر ، « واو » را [ 11 - ر ] « يا » كردند ، و در « يا » ادغام كردند ، فصار عتيّا و جثيّا . * ( قالَ كَذلِكَ ) * ، خداى تعالى گفت : همچنين ( 10 ) كه بينى ، و گفتند : همچنان كه تو را بيافريد و تو هيچ نبودى . چه آن خداى كه از لا شىء شىء كند ، يعنى از ناموجود وجود ( 11 ) كند ، و آن را هيچ اصلى نه ، قادر باشد بر آن كه بر خلاف عادت از مردى پير و زنى نازاينده فرزندى پديد آرد . آنگه گفت : * ( هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ ) * ، « هو » راجع باشد با فرزند يا با خلق ، آن بر ما ( 12 ) آسان است . * ( وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ ) * ، و تو را بيافريدهام ( 13 ) پيش از
--> ( 1 ) . مش : آن بود كه گفت كه پس . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : پس رسول ما بهتر از او نبود . ( 3 ) . آز ، مش و عيسى . ( 4 ) . مش : عليهم الصلاة و السلام . ( 7 - 5 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخه آط ، و اتفاق نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 6 ) . آج ، لب : عاقرا . ( 8 ) . آج ، لب : مجاوز الحد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : عتّا و عتيّا . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها يعنى همچنين . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : موجود . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : من . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها : بيافريدم .