الشيخ أبو الفتوح الرازي

26

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

را از ذو القرنين ، بگو اى محمّد كه : من بر شما خوانم از او ذكرى . خلاف كردند در آن كه او پيغامبر بود يا نه . بعضى گفتند : پيغامبر بود ، و بعضى دگر گفتند : پادشاهى بود صالح ، عاقل ] . ( 1 ) مجاهد گفت : چهار كس بر زمين مالك شدند ، دو مؤمن و دو كافر . امّا دو مؤمن : سليمان بود و ذو القرنين ، و امّا دو كافر : بخت - نصّر بود و نمرود . خلاف كردند در آن كه او را چرا ذو القرنين خوانند ، بعضى گفتند : براى آنش ذو القرنين خواندند كه پادشاه روم بود و پارس . و گفتند : براى آن كه بر سرش مانند دو سرو بود . و بعضى دگر گفتند : براى آن كه بر سر او دو گيسوى بود ( 2 ) ، و گيسو را به تازى قرن خوانند . و گفتند : براى آن كه او در خواب ديد كه سروهاى آفتاب به دست گرفته بود ، تأويل بر آن كردند كه او بر مشرق و مغرب پادشاه بود . و گفتند : براى آن كه كريم الطَّرفين بود من قبل الأب و الأمّ . و گفتند : براى آن كه در عهد او دو قرن مردم بگذشتند و او زنده بود . [ و گفتند : براى آن كه او چون كارزار كردى ، به دست و ركاب كردى ] ( 3 ) و گفتند : براى آن كه او را علم ظاهر و باطن دادند . و گفتند : براى آن كه در نور و ظلمت رفت . و پسر كوّا از امير المؤمنين ( 4 ) پرسيد در مسائلى كه : ذو القرنين پيغامبر بود يا پادشاه ؟ گفت : بنده‌اى صالح بود خداى را ، احبّ اللَّه فاحبّه و نصح للَّه فنصح له ، خداى را دوست داشت ، [ خدا او را دوست داشت ] ( 5 ) ، و نصيحت كرد براى خداى ، خداى او را نصيحت كرد . گفت : خبر ده مرا از قرنهاى او ، از زر بود يا از سيم ؟ گفت : نه از زر بود و نه از سيم ، و لكن او قوم را دعوت كرد با توحيد ، برجانبى از سرش بزدند » و برفت و غايب شد و باز آمد و دعوت كرد . بر جانب ديگر بزدند » او را ، و انّ فيكم مثله ، و در ميان شما مانند او يكى هست ، خود را خواست .

--> ( 1 ) . اساس : تا بدين جا افتادگى دارد ، آنچه در متن آورديم از نسخهء آط بود . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : شود . ( 5 - 3 ) . اساس : افتادگى دارد ، به قياس با آط و اتّفاق نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها على عليه السّلام . ( 7 - 6 ) . آب : زدند .