الشيخ أبو الفتوح الرازي

24

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ايشان ، سدّى ديوارى . گفت آنچه تمكين كرد در او مرا خداى من بهتر است ، يارى دهى مرا به قوّتى كه بكنم ميان شما و ميان ايشان ديوارى . به من آرى پاره‌هاى آهن تا آنگه كه راست كرد ميان دو سر كوه ( 1 ) ، گفت : بدمى تا آن كه كرد آن را آتشى ، گفت [ بدهى ] ( 2 ) مرا تا بر او ريزم مس گداخته . نتوانستند كه بر بالاى او آيند ، و نتوانستند كه آن را بسنبد ( 3 ) . گفت اين بخشايش از خداى من ( 4 ) چون آيد نويد خداى من كند آن را پاره پاره ، و بوده است نويد خداى من درست . و رها كنيم بعضى را آن روز موج مىزنند ( 5 ) در بهرى و بدمند در صور ، گرد آريم ايشان را گرد آوردنى . و عرضه كنيم دوزخ را آن روز براى كافران عرضه كردنى . آنان كه بوده است چشمهاى ايشان در پوششى از ياد كرد من ، و نمىتوانستند ايشان شنيدن . پنداشتند آنان كه كافر شدند كه بگيرند بندگان مرا از جز من به

--> ( 1 ) . آط ، آج ، لب : دو گروه ، به قياس با نسخهء آب ، آورده شد . ( 2 ) . آط : ندارد ، از آب افزوده شد . ( 3 ) . آب ، آج ، لب : بسنبند . ( 4 ) . آب است . ( 5 ) . آج ، لب : مىراند .