الشيخ أبو الفتوح الرازي
358
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گروهى را عبادتگاهى كرديم كه ايشان را الف دارند به عبادت در آن جا . و اصل « منسك » ، در لغت عرب جايى باشد كه مردم الف برد به آن جاى ( 1 ) براى عبادت تا ( 2 ) به كارى از ( 3 ) كارهاى خير ( 4 ) كان او شرّا ( 5 ) ، و منه مناسك الحجّ . عبد اللَّه عبّاس گفت : « منسكا » اى عيدا ، يعنى هر امّتى را عيدى كرديم . مجاهد و قتاده گفتند : جاى قربانى كه ذبايح و قرابين خود آن جا كشند . * ( فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ ) * ، نبايد كه در باب قربان با تو منازعت كنند ، و گفتهاند كه : آيت در جماعتى مشركان آمد كه رسول را و اصحاب او را گفتند : چون است كه ذبيحهاى كه شما به دست خود مىكشى مىبخورى ؟ و آنچه خداى مىكشد نمىخورى ؟ خداى تعالى گفت : ايشان را اين منازعت نرسد . * ( وَادْعُ إِلى رَبِّكَ ) * ، اى محمّد تو خلقان را با دين خداى دعوت كن كه تو بر راهى راستى ( 6 ) و بر دينى مستقيم . * ( وَإِنْ جادَلُوكَ ) * ، و اگر چنان كه اين كافران با تو جدل ( 7 ) و خصومت كنند ، بگو كه : خداى عالمتر است به آنچه شما مىكنى ، حواله با من كن كه من جزاى ايشان بسزا دانم دادن . * ( اللَّه يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، خداى تعالى حكم كند ميان شما در آنچه شما در آن خلاف مىكنى امروز . آنگه بدانى كه بر حق كيست و بر باطل كيست ، و خداى تعالى ما را ادبى نكو باز آموخت در اين آيت تا چون با كسى مجادله كنيم از منكران حق كه دانيم كه او گوش با دليل و حجّت نخواهد كردن حواله با خداى كنيم و گوييم : به قيامت پيدا شود كه حق كدام است و باطل كدام . آنگه گفت : * ( أَ لَمْ تَعْلَمْ ) * ، نمىدانى كه خداى تعالى داند آنچه در آسمان و زمين است ؟ * ( إِنَّ ذلِكَ فِي كِتابٍ ) * ، اين همه در پيش او در نوشته و ثبت كرده است ( 8 ) ، يعنى لوح محفوظ و اين بر خداى آسان است . * ( وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، [ آنگه حكايت فعل ايشان كرد ، گفت : * ( وَيَعْبُدُونَ مِنْ ) *
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : كه مردم را الف بود بدان جاى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : يا . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : در . ( 4 ) . آط ، آب ، خيرا ، آز ، مش : او خيرا . ( 5 ) . آج ، لب : كارهاى خير يا شرّ . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : راست . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : جدال . ( 8 ) . لب : ثبت كرده بود .