الشيخ أبو الفتوح الرازي
343
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
قوله : * ( وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ ) * ، معنى اين كلمه « كم » باشد چون به معنى خبر بود عن التّكثير ، گفت : بس شهرها كه من ايشان را مهلت دادم . * ( وَهِيَ ظالِمَةٌ ) * ، « واو » حال است ، و آن شهر ظالم بود ، و مراد اهل شهر است ، و لكن توسّع كرد به اختصار على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه ، كقوله : وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ ( 1 ) . * ( ثُمَّ أَخَذْتُها ) * ، پس ايشان را به عذاب بگرفتم ( 2 ) ، و مصير و مرجع ايشان با من بود . آنگه رسول را گفت : يا محمّد ! تو بگوى جملهء خلقان را : * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * ، اى مردمان ! و اين خطابى است بر عموم . * ( إِنَّما أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * ، من شما را ترسانندهاىام آشكارا ، نه آن است كه دعوت و دعوى من پنهان است ، و شايد تا « مبين » به معنى مبيّن باشد ، يعنى بيان كننده براى آن كه آن هم لازم است و هم متعدّى . * ( فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * ، آنان كه ايمان آوردند ، و مرا و رسولان مرا و كتابهاى مرا باور دارند ، و عمل صالح كنند از اداى شريعت و اجتناب قبايح ، * ( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ) * ، ايشان را آمرزش باشد و روزى با كرامت . * ( وَالَّذِينَ ) * [ 55 - ر ] * ( سَعَوْا ) * ، و آنان كه سعى كنند و شتاب نمايند و مسارعت كنند در آيات ما ، يعنى در ابطال آيات ما ، يقال : سعى فى الخير سعيا ، و سعى فى الشّرّ سعاية . و معنى كلمه مسارعت باشد ، و منه السّعى بين الصّفا و المروة ، يعنى بر آن باشند و به آن قيام كنند تا آيات و دلالات ما باطل كنند . * ( مُعاجِزِينَ ) * ، چون كسى كه معارضه كند با كسى تا او را عاجز كند . عبد اللَّه عبّاس گفت : مغالبين مشاقّين ( 3 ) . اخفش گفت : مسابقين ( 4 ) ، قتاده گفت : گمان برند كه خداى را عاجز خواهند كردن ، و خداى با ايشان بر نيايد ، ابن كثير و ابو عمرو خواندند : « معجّزين » ، بالتّشديد ، يعنى مردمان را از ايمان منع مىكردند ، و همچنين در سورهء سبأ بعضى دگر گفتند : اصحاب رسول را با عجز نسبت مىكردند و ايشان را عاجز و ضعيف مىخواندند براى آن كه به رسول ايمان آوردند . و فعّل و فاعل به يك معنى آمده است ، في قوله :
--> ( 1 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 82 . ( 2 ) . مش : بگرفتيم . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : مساقين . ( 4 ) . آط ، آب ، مش : مشاقين ، آج ، منساقين .