الشيخ أبو الفتوح الرازي

21

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

از نسل او هفتاد پيغامبر پديد آمدند . ابن جريج گفت : پسرى مسلمان بداد ايشان را به بدل آن كافر . قتاده گفت : چون او بزاد مادر و پدر خرّم شدند ، و چون او را بكشتند دلتنگ شدند ، و اگر بماندى ايشان را هلاك كردى . پس بنده بايد تا به قضاى خداى راضى بود كه آن قضا كه خداى كند او را به باشد ، و اگر چه او كاره باشد آن را . * ( وَأَمَّا الْجِدارُ ) * ، و امّا ديوار كه آبادان كرديم از آن دو كودك يتيم بود در آن شهر و در زير آن گنجى بود ايشان را . خلاف كردند در آن گنج ، سعيد جبير گفت : صحيفه‌اى بود در آن جا علم بود . عبد اللَّه عبّاس گفت : در آن جا الَّا علم نبود . صادق جعفر بن محمّد الباقر - عليهما السّلام - گفت : لوحى بود از ارزيز ( 1 ) بر او نوشته : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، عجبت لمن يؤمن بالرّزق ( 2 ) كيف يتعب ( 3 ) ، عجب از آن كس كه روزى به يقين داند ، چرا رنج برد ( 4 ) . و عجبت لمن يؤمن بالرّزق كيف يتعب ، و عجب از آن كس كه روزى به يقين داند چرا رنج برد ! و عجبت لمن يؤمن بالحساب كيف يغفل ، و عجب از آن كه ايمان دارد به حساب چگونه غافل شود ! و عجبت لمن يعرف الدّنيا و تقلَّبها باهلها كيف يطمئنّ اليها ، و عجب از آن كه دنيا بيند و داند و تقلَّب او به اهلش شناسد ، چگونه ساكن شود با آن ! لا إله الَّا اللَّه محمّد رسول اللَّه ، و اين از رسول - عليه السّلام - روايت كردند . عكرمه گفت : آن گنج مالى بود ، و أبو درداء روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : زر و سيم بود . * ( وَكانَ أَبُوهُما صالِحاً ) * ، و پدرشان صالح بود . گفتند نام او كاشح بود ، و گفتند : هفتم پدرشان بود كه صالح بود ، و او مردى سيّاح بود ، محمّد بن المنكدر گفت : خداى تعالى به صلاح مردى صالح نگاه دارد فرزندش را ، و فرزند فرزندش را ، و آن سرايى كه او در آن جا باشد ، و همسايگانى كه پيرامن سراى او باشند .

--> ( 1 ) . آج ، لب : از زر . ( 2 ) . آب ، آز : بالقدر . ( 3 ) . آب ، آز ، مش : يحزن . ( 4 ) . آب ، آز : او به قضا و قدر ايمان دارد ، چگونه غم خورد .