الشيخ أبو الفتوح الرازي
305
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
هر چه خواهد كند او را مانعى و منازعى نباشد در آنچه كند ، چه كس ممانعت او نتواند كرد و منازعت او را قوّت ندارد و بر او اعتراض نرسد كس را ، چه افعال او همه حكمت و صواب باشد بر وجه مصلحت على احسن ما يمكن . قوله : * ( مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَه اللَّه فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ ) * ، گفت هر كه گمان برد كه خداى تعالى نصرت نكند او را . مفسّران خلاف كردند در آن كه اين ضمير فى قوله : * ( يَنْصُرَه اللَّه فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ ) * راجع با كيست ؟ بيشتر مفسّران گفتند : راجع است با رسول - عليه السّلام . * ( فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ) * ، گو بكش پارهاى رسن از آسمانه خانه ( 1 ) خويش . * ( ثُمَّ لْيَقْطَعْ ) * ، آنگه گو ببر و بنگر كه كيد او غيظ و خشم او ببرد يا نه ، و معنى آيت آن است كه : هر كس كه گمان برد كه خداى تعالى پيغامبرش - محمّد را - نصرت نخواهد كرد در دنيا و آخرت ، گو رسنى در سقف آسمانه خانه خود فگن و خويشتن از او ( 2 ) در آويز به گلو ، پس ببر ( 3 ) آن را تاكيد او خشم او را ببرد يا نه ، و اين چنان باشد كه ما گوييم كسى كه او كارى نتواند ديد و از آنش خشم آيد و نتواند آن را تغيير و تبديل كرد ( 4 ) ، اين كار چنين خواهد بود ، اگر تو را ( 5 ) خوش نيست رسنى در افگن و خويشتن بياويز ، آنگه رسن ببر تا بر زمين افتى و بنگر تا به اين كيد به هيچ كس زيان باشد جز به تو ؟ ابن زيد گفت : مراد به « سماء » ، آسمان حقيقى است ، يعنى هر كس كه پندارد كه خداى تعالى محمّد را نصرت نخواهد كرد رسنى از آن جا كه اوست به آسمان كش و از آن ره به آسمان رو ، و مادّهء آن قطع كن و با زبر ، چه مادّهء نصرت و خذلان از آسمان است ، آنگه گو بنگر تاكيد او غيظ او ببرد يا نه ! و گفت : اين آيت در جماعتى آمد از بنى اسد و بني غطفان كه ايشان از اسلام تقاعد كردند و گفتند : ما مىترسيم كه نبايد كه محمّد را نصرت نكنند ، اگر ما در دين او شويم آنچه از ميان ما و جهودان هست از مخالفت زنده شود و خيرى كه ما را از ايشان است منقطع شود ، و به اين خير نرسيم من كل ( 6 ) الطَّرفين بر زيان باشيم ، خداى تعالى اين آيت
--> ( 1 ) . آج ، لب : آسمان به خانه . ( 2 ) . آج ، لب : گورسنى در سقف آسمان نه خود را از او . ( 3 ) . مش : بگو . ( 4 ) . آب ، آز ، مش : تغييرى و تبديلى كردن . ( 5 ) . آب ، آز ، مش با اين . ( 6 ) . آب ، آز ، مش : كلا الطرفين .