الشيخ أبو الفتوح الرازي
284
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
خواند : لا يحزنهم ، به ضمّ « يا » و كسر « زا » من الاحزان و باقى قرّاء : يحزنهم به فتح « يا » و ضمّ « زا » من الحزن . و خلاف كردند در « فزع اكبر » ، عبد اللَّه عبّاس گفت : نفخهء باز پسين باشد ، بيانه : وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الأَرْضِ ( 1 ) - الاية . حسن بصرى گفت : آنگه باشد كه گويند ، بنده را به دوزخ برى كه مستحقّ دوزخ است . سعيد جبير و ضحّاك گفتند : آنگه باشد كه اطباق در افگنند . ابن جريج گفت : آنگه باشد كه مرگ را بكشند بر صورت گوسپندى سياه سپيد بر اعراف ، و اهل بهشت و دوزخ در او مىنگرند و مىبينند ، آنگه ندا كنند : يا اهل الجنّة خلود لا موت ابدا ، و يا اهل النّار خلود فلا موت ابدا . ذو النّون مصرى گفت : آنگه كه بر بنده ندا كنند به قطيعت فرقت . * ( وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ) * ، و فرشتگان به استقبال ايشان بيايند . * ( هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي ) * ، اين از آن جمله است كه قول در او بيفگندند ، و تقدير آن كه : يقولون ، و اين فعل در محلّ حال باشد ، مىگويند كه : اين آن روز است كه شما را وعده كردهاند . اكنون خلاف كردهاند مفسّران در آن كه مراد به اين آيت كيست ؟ بيشتر مفسّران گفتند : مراد معبودانىاند كه كافران ايشان را پرستيدند ، و ايشان آن را كاره باشند و خداى را طايع ، چون عيسى - عليه السّلام - و عزير و فرشتگان . و گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه ، يك روز رسول - عليه السّلام - در مسجد الحرام شد ، صناديد قريش در حطيم سيصد و شصت بت نهاده بودند آن را سجده مىكردند . رسول - عليه السّلام - بنزديك ايشان بنشست و با ايشان مناظره كرد ، و نضر بن الحارث مكالم رسول بود ، او را مفحم كرد . رسول - عليه السّلام - بر ايشان خواند : * ( إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه حَصَبُ جَهَنَّمَ ) * - الايات الثّلات - اين سه آيت . ايشان از آن جا دلتنگ ( 2 ) برخاستند ( 3 ) ، عبد اللَّه بن الزّبعرى را ديدند ، گفتند : بدان كه امروز ما را محمّد چنين گفت ، و ما از آن دلتنگ شديم ، گفت : اگر من حاضر بودمى او را خجل كردمى و به حجّت غالب آمدمى بر او . برفتند و رسول را حاضر كردند ، او گفت : يا محمّد تو مىگويى :
--> ( 1 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 87 . ( 2 ) . آج ، لب شدند . ( 3 ) . آب ، لب ، آز ، مش : خواستند .