الشيخ أبو الفتوح الرازي
283
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( خالِدُونَ ) * ، و جملهء كافران و معبودان ايشان آن جا جاويد باشند . * ( لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ ) * ، ايشان را در دوزخ زفيرى باشد . و زفر ( 1 ) نالهء غمگين بود و از آن عظيمتر غمى نبود ، بايد كه از آن عظيمتر نالهاى نباشد . و زفير نيز بانگ خر باشد ، زفير ابتداى بانگ او ، و شهيق آخر بانگ او ، يعنى از عظم و هول آن ، صياح و آواز ايشان چون بانگ خر باشد ، نظيره قوله : . . . لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ( 2 ) . * ( وَهُمْ فِيها لا يَسْمَعُونَ ) * ، و ايشان در دوزخ هيچ نشنوند ، گفتند : هيچ نشنوند كه در آن خير ايشان باشد ، و گفتند : خود هيچ نشنوند از آن كه كر باشند . و عبد اللَّه مسعود گفت در اين آيت كه : براى آن نشنوند كه ايشان را در تابوتها كنند ، و آن تابوتها در تابوتهاى ديگر كنند ، و آن دگر باره در تابوتهاى ديگر كنند ، و آن تابوتها كه ايشان در آن جا باشند ، در او مسمارهاى آتش باشد . آنگه ايشان را در قعر دوزخ افگنند ، هيچ نبينند ( 3 ) و نشنوند و گمان چنان برند كه كس را از اهل دوزخ عذاب نيست جز ايشان را . آنگه گفت - چون ذكر كافران تمام كرد - در حديث مؤمنان صالحان گرفت : * ( إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى ) * ، آن كه ( 4 ) ايشان را از ما توفيق سابق شده باشد ، و گفتند : مراد وعدهء نيكوست براى آن كه حسنى صفت باشد و او صفت موصوفى محذوف است ، يعنى العدة الحسنى ، وعدهء نيكوتر و آن وعدهء ثواب باشد ( 5 ) . * ( أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ ) * ، ايشان از دوزخ دور باشند و مبعد ، و مبعد دور كرده باشد ، و ضمير در « عنها » راجع است با دوزخ . * ( لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها ) * ، ايشان آواز دوزخ نشنوند ، و او فعيل باشد به معنى مفعول ، يعنى صوتها الَّذي يحسّ . * ( وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ ) * ، و ايشان در آنچه دلهاى ايشان خواهد مخلَّد و مؤبّد و جاويد باشند ، نظيره قوله : . . . وَفِيها ما تَشْتَهِيه الأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الأَعْيُنُ ( 6 ) . * ( لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الأَكْبَرُ ) * ، گفت : نترساند ايشان را ترس مهترين . ابو جعفر
--> ( 1 ) . آج ، لب : زفره . ( 2 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 106 . ( 3 ) . آب : بينند . ( 4 ) . آب : آنگه . ( 5 ) . آب به معنى مفعول . ( 6 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 71 .