الشيخ أبو الفتوح الرازي

280

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

باز نيايند ، يعنى هلاك شدگان ما هرگز با دنيا نيايند . زجّاج گفت ، معنى آن است كه : حرام است بر شهرى كه ما هلاك كرده باشيم قبول عمل ايشان ، براى آن كه ايشان باز نيايند و توبه نكنند ، و در آيت اين تقدير كرد ، و حمل رجوع بر توبه كرد . امّا نظم آيت و اعراب او : انّ مع اسمها و خبرها ، در محلّ رفع باشد به ابتدا ، چه او واقع بود موقع مصدر ، و التّقدير : رجوع اهل القرية المهلكة حرام عليهم ، لا يكون و لا يمكن و لا يقع ، اگر به معنى رجوع با دنيا گويند و اگر به معنى توبه گويند ، و بر اين وجه حاجت نباشد به ( 1 ) محذوفى . جابر جعفىّ گفت : از باقر پرسيدم حديث رجعت ، اين آيت برخواند ، و به اين آيت استدلال توان كرد بر صحّت رجعت براى آن كه ظاهر آيت اين است كه گفت : حرام است بر ديهى و شهرى كه ما ايشان را هلاك كنيم كه باز نيايند ، و اين آن است كه از صادق ( 2 ) پرسيدند ( 3 ) كه : در وقت رجعت كه باز آيد ؟ گفت : من محض الايمان محضا او محض الكفر محضا ، گفت : مؤمنى محض و كافرى محض ، و دليل بر اين قوله تعالى عقيب هذه الاية : * ( حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ ) * ، و فتح يأجوج و مأجوج در وقت رجعت باشد براى آن كه عقيب يأجوج و مأجوج صاحب الزّمان - عليه السّلام - كه مهدى امّت است - برون آيد ، و رجعت براى او باشد . ابو جعفر و ابن عامر و يعقوب خواندند ( 4 ) : فتّحت ، به تشديد ، و باقى قرّاء : به تخفيف . گفت : تا آنگه كه سدّ يأجوج و مأجوج بگشايند - و قصّه ايشان رفته است . حذيفة بن اليمان ( 5 ) گفت ، كه رسول - عليه السّلام - گفت : اوّل آيتى و علامتى از علامات آخر زمان ، خروج دجّال بود ، آنگه خروج دابّة الارض ، آنگه خروج يأجوج و مأجوج ، آنگه عيسى - عليه السّلام - از آسمان فرود آيد و اين عند خروج مهدى باشد . پس از آن آتشى از قعر عدن پديد آيد كه مردم را به محشر راند ( 6 ) . * ( وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ ) * ، و ايشان از هر تلَّى و بلندى فرو مىآيند . و نسلان نوعى باشد از رفتن چون

--> ( 1 ) . آب ، آز ، مش تقدير . ( 2 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، مش عليه السّلام . ( 3 ) . مش : پرسيدم . ( 4 ) . آج ، لب و . ( 5 ) . آز : اليمانى . ( 6 ) . آب ، آز : رساند ، مش : به محشرگاه رساند .