الشيخ أبو الفتوح الرازي
252
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اسلام كسى تواند گفتن كه اجتهادى بود كه نقض وحى ( 1 ) كند ، و عالم الغيب است و عالم به مصالح خلق ، و مع هذا آن مجتهد مصيب بود و اجتهاد ايجاب علم نكند به اتّفاق ، جز اقتضاى ظن نكند ، و الظَّن يخطي و يصيب . دگر آن كه خداى تعالى گفت : * ( فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ ) * ، ما سليمان را اعلام كرديم ، و اعلام خداى تعالى پيغامبران را جز به وحى نباشد ، پس اگر گويد ( 2 ) : مراد الهام است و القاء فى القلب است ، گوييم : اجتهاد اين كس كه چنين بود روا دارم ( 3 ) ، چه به اين نصّ كه : * ( فَفَهَّمْناها ) * ، ايمن باشم ( 4 ) از خطا ، فرقى نباشد ، ميان اين و ميان وحى و نص . دگر آن كه : اگر موكول بودندى هر دو به اجتهاد خود ، وحى به چه كار بايستى ! بلكه لغو بودى ، و چون هر يكى از ايشان آنچه اجتهاد ايشان به آن ادا كردى صواب بودى و تكليف او آن بودى فايده نبودى در وحى . امّا آنچه ايشان كردند ، هر دو صواب بود از آن جا كه هر دو به وحى و اعلام خداى بود ، و در معنى تفاوتى نبودى براى آن كه چون داود - عليه السّلام - به قيمت زرع گوسفند به او داد بعد الاحتياط صواب كرد ، چه غرامت ( 5 ) بر صاحب گوسفند لازم بود ، و آنچه سليمان كرد هم صواب بود از آن جا كه زرع و گوسفندان غرض ( 6 ) هر دو انتفاع باشد . چون مدّت فساد زرع ، گوسفند و منافعش در دست صاحب زرع خواست بودن تا زرع با صلاح شدن همان غرض حاصل باشد ، و آن بمنزلت آن باشد كه كسى متاعى از آن كسى تلف كند به حاكم روند ، حاكم حكم كند به دينارى در غرامت آن متلف ، حاكمى ديگر حكم كند به ده درم ( 7 ) ، قيمت ده درم دينارى باشد ، تناقضى نباشد ميان اين هر دو حكم و اگر چه به صورت مختلفاند . اين جواب آن كس است كه گويد : نه حكم ايشان متناقض بود ! بايد تا ( 8 ) يكى خطا باشد ( 9 ) . جواب ديگر از او آن است كه : آنچه داود كرد در شرع او حكمى بود [ 40 - ر ]
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها خداى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : گويند . ( 3 ) . آج ، لب : داريم . ( 4 ) . آج ، لب : باشيم . ( 5 ) . آط ، آج ، لب : چه قيمت ، آب ، آز ، مش : چه قيمت غرامت . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها از . ( 9 - 7 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : كه .