الشيخ أبو الفتوح الرازي

247

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اهل سير گفتند : ابراهيم را چون به آتش انداختند شانزده ساله بود ، و چون اسحاق را قربان خواست كردن ، اسحاق هفت ساله بود ، و چون ساره اسحاق را زاد نود ساله بود و از پس ذبح اسحاق ساره دو روز بيشتر نماند . امّا در حقيقت آن كه آتش برد ( 1 ) شد دو قول گفتند ، يكى آن كه : خداى تعالى برودتى بافراط بيافريد در آتش تا منافات حرارت آتش كرد . و قول دگر آن كه : از ميان ابراهيم و آتش حايلى كرد تا آتش به او نرسيد ، و قول اوّل بهتر است لظاهر ( 2 ) القرآن . امّا قوله : * ( قُلْنا ) * ، « قول » اين جا مجاز است ، جارى مجراى آن باشد كه : إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناه أَنْ نَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ( 3 ) ، و قوله للسّموات و الارض : ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ( 4 ) ، و قال الشّاعر : امتلأ الحوض و قال قطني مهلا رويدا قد ملأت بطني و در اين مواضع بر حقيقت هيچ [ قول نبود ] ( 5 ) و معنى او تشبيه است با آن كس كه او زير دستى را چيزى فرمايد و او مسخّر ( 6 ) و فرمانبردار باشد . * ( وَأَرادُوا بِه كَيْداً ) * ، و آن كافران به ( 7 ) ابراهيم كيدى خواستند از احراق و اضرار ، ما ايشان را اخسر ( 8 ) و زيانكارتر كرديم . * ( وَنَجَّيْناه وَلُوطاً ) * ، و برهانيديم ابراهيم را و لوط را از دست و اذيّت نمرود . و لوط پسر برادر ابراهيم بود و به ابراهيم ايمان داشت ، و هو لوط بن هاران بن تارخ ، و هاران برادر ابراهيم بود ، و برادر ( 9 ) دگر بود ايشان را ناخور نام بود به نام بزرگ نام پدر بزرگ ( 10 ) ، ناخور پدر تارخ بود ، و تارخ پدر اين سه كس بود كه گفتيم . و ساره دختر عمّ ابراهيم بود ، او نيز ايمان داشت به ابراهيم ، و در اين وقت كه برفت هم اين زن و كودك ( 11 ) به ابراهيم ايمان داشتند از آن جا برفتند . * ( إِلَى الأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ ) * ، به آن

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آط : سرد . ( 2 ) . لب ، مش : به ظاهر . ( 3 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 40 . ( 4 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 11 . ( 5 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 6 ) . آج ، لب بود . ( 7 ) . آط ، آج ، لب ، آز ، مش : با . ( 8 ) . آج ، لب : الاخسرون . ( 9 ) . آج ، لب : برادران . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : بود به نام پدر پدر كه . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : زنى و كودكى .