الشيخ أبو الفتوح الرازي

187

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( فَإِنَّه يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وِزْراً ) * ، او روز قيامت بار گران برگيرد از بار گناه . * ( خالِدِينَ فِيه ) * ، در آن بار گران هميشه باشد ، يعنى در عقوبت آن ، براى آن كه آن خود كنايت است از عقاب . * ( وَساءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا ) * ، و بد بارى باشد ايشان را آن روز قيامت . و نصب او بر تميز ( 1 ) است و فاعل « ساء » مضمر است ، و تقدير آن است كه : و ساء الحمل لهم حملا . * ( يَوْمَ يُنْفَخُ ) * ، بدل روز قيامت است ، آن روز كه در صور دمند - و بيان اين كرديم . * ( وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ ) * ، و گناهكاران را حشر كنيم اين روز ازرق چشم ، و اين علامت دوزخيان باشد ، و گفتند : به زرقهء چشم كورى خواست ، و قول اوّل ظاهرتر است چه در خبر چنان است كه : اهل دوزخ سياه روى و سبز چشم باشند ، و اين براى تشويه خلق مىگويد كه خلق ايشان مشوّه باشد . * ( يَتَخافَتُونَ ) * ، با يكديگر چيزى كه گويند به سرّ گويند و ( 2 ) آواز نرم ، چه زهره ندارند كه آواز بردارند از هول آن روز ، با يكديگر به سرّ گويند . * ( إِنْ لَبِثْتُمْ ) * مقام نكردى شما مگر ده روز . « ان » ، به معنى « ما » ى نافيه است ، و براى آن * ( عَشْراً ) * گفت و عشرة نگفت كه ليالى خواست ، براى آن كه عرب حساب بر ( 3 ) ماه كنند و ماه به شب بر آيد كه مردم او را ببينند . آنگه گفت : اگر چه اين حديث به سرّ گويند ، ما عالمتريم به آنچه ايشان گويند . * ( إِذْ يَقُولُ ) * ، آنگه گويد كسى كه در ميان ايشان از او نيكو طريقه‌تر نباشد گويد : * ( إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْماً ) * ، شما بيشتر از روزى مقام نكردى در گور ، يعنى ايشان را مدّت مقام در گور اندك آيد از آن كه ايشان مرده باشند و بى خبر از مرور احوال و سنين . ابو على جبّائى گفت : اين از پس عذاب گور گويند ، يعنى از آنگه كه عذاب گور منقطع شد تا به كنون اين مقدار است ، و روا باشد كه اين ، آنان گويند كه ايشان را عذاب گور نباشد . آنگه رسول را گفت كه : اين كافران تو را از كوهها بپرسند ، بگوى كه : خداى آن را نسف كند ، يعنى خرد كند همچون ريگ روان كه باد بر او گمارد تا در عالم

--> ( 1 ) . آب : تمييز . ( 2 ) . آب ، آز ، مش به . ( 3 ) . آب ، آز ، مش : به .