الشيخ أبو الفتوح الرازي
139
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
چنان كه گفت : قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ ( 1 ) . . . ، يعنى در صفاى سيم بود و رقّت و لطافت آبگينه . اهل اشارت گفتند : چون موسى عصا بينداخت و مارى شد ، آهنگ موسى كرد . موسى بگريخت از او ، چنان كه دگر جاى گفت : . . . وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ يُعَقِّبْ ( 2 ) . . . ، خداى تعالى گفت : يا موسى ! اين نه آن است كه مىگفتى ، * ( هِيَ عَصايَ ) * ، اين چوب من است ، كس را ديدى كه از كالاى خود بگريزد ؟ گفت : بار خدايا ! اين چه حال است ؟ گفت : اين براى آن است تا بدانى كه جز بر من اعتماد نبايد كرد كه آن كه جز بر من اعتماد كند معتمد او چنين آيد ( 3 ) . در قلب العصا حيّة ، در آن جايگاه دو قول گفتند ، يكى آن كه : تا موسى - عليه السّلام - مستأنس شود و بداند كه در آن عصا اين معجزه نهادهاند تا چون پيش فرعون بيندازد چون معتادى ( 4 ) باشد آن را و نترسد از او . و وجهى دگر آن كه : به معجزه ( 5 ) آن كرد تا بداند كه آن كلام كه از درخت شنيد كلام آن است كه اين خرق عادت فعل اوست . * ( قالَ خُذْها وَلا تَخَفْ ) * ، خداى تعالى گفت : بگير اين عصا را و مترس كه ما او را با حالت اوّل بريم . * ( سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الأُولى ) * ، و اصل سيرت فعله باشد ، و آن هيأت بود من السّير . و مراد اين جا حالت است ، يعنى باز عصا گردانيم آن را . و نصب او به حذف حرف جرّ است ، و التّقدير : سنعيدها الى سيرتها الاولى ، چون حرف جرّ بيفگند فعل برسيد و عمل كرد در ( 6 ) مفعول . * ( وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ ) * ، و دست با زير بغل بر ( 7 ) ، و گفتند : با زير بازو . و جناح الطَّائر ( 8 ) ، بال مرغ باشد سمّى بذلك لجنوحه ، اى ميله ، و جنح لكذا اذا مال اليه . و بازو را هم براى اين جناح خواند كه مايل است ، يا براى آن كه به جاى جناح است مرغ را . و دگر جاى گفت : وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ ( 9 ) ، دست در گريبان كن . و
--> ( 1 ) . سورهء انسان ( 76 ) آيهء 16 . ( 2 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 10 . ( 3 ) . مش : بايد . ( 4 ) . آج ، لب : معتدا . ( 5 ) . آج ، لب : دگر از معجزه . ( 6 ) . مش : بر . ( 7 ) . آج ، لب : برد . ( 8 ) . آب ، آز ، مش : الطير . ( 9 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 12 .