الشيخ أبو الفتوح الرازي

137

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

قوله : * ( وَما تِلْكَ بِيَمِينِكَ ) * ، چيست آن كه به دست راست تو است اى موسى ؟ فرّاء گفت : * ( تِلْكَ ) * اين جا به معنى هذه است ، و اوليتر آن كه بر جاى خود باشد ، براى آن كه عصا با موسى بود ، و اين ( 1 ) خداى مىگويد ، و اين جا جارى مجراى بعدى بود . و گفتند : به معنى « الَّذي » است ، و التّقدير : و ما الَّذي بيمينك يا موسى . در وجه چنين سؤال دو قول ( 2 ) گفتند ، يكى آن كه : براى استيناس گفت تا موسى را انس پديد آيد با كلام خداى و گستاخ شود ، و وجه دگر آن كه : تا تنبيه كند او را بر آن معجزات كه از او پديد خواست آمدن خارق عادت . * ( قالَ هِيَ عَصايَ ) * ، موسى - عليه السّلام - گفت : اين عصا و چوب سفر من است ، گفت : چه كنى اين را ؟ گفت : * ( أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها ) * ، بر آن تكيه كنم در وقت رفتن و در وقت استراحت و در وقت آن كه به جويى بجهم ( 3 ) . * ( وَأَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي ) * ، و برگ از درخت فرو كوبم براى گوسپند ، قال الرّاجز : اهشّ بالعصا على اغنامي من ناعم الاراك و الابشام و عكرمه خواند : و اهسّ به « سين » غير معجم ، و گفت : معنى آن است كه : گوسپند رانم به آن ، و اقول ( 4 ) لها : هس هس . نضر بن شميل گفت : خليل را پرسيدم از وجه قراءت عكرمه ، گفت : عرب بسيار معاقبه كند ميان « سين » و « شين » ، يقول : سمّت العاطس و شمّت ، و شنّ عليه الدّرع ( 5 ) و سنّ ، و الرّوشم و الرّوسم للختم . * ( وَلِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى ) * ، و مرا در اين عصا حاجتهاى دگر باشد ، واحدها مأْربة و مأربة و مأربة ثلاث لغات . عبد اللَّه عبّاس گفت : موسى - عليه السّلام - زاد و متاع خود بر عصا نهادى و از او برگرفتى او را بمنزلت راحله بود ، و چون خسته شدى بر او نشستى ، در زير ران او رهوار مىرفتى ، و وقتها با او در راه مىرفتى و با او حديث مىكردى تا انس بودى او را با او ، و جايى كه طعام نداشتى بر زمين زدى آنچه او را بايستى از قوت روز برآمدى و چون تشنه شدى بر زمين زدى چشمهء آب بر آمدى ، و چون جايى فرو ( 6 ) آمدى و از

--> ( 1 ) . مش را . ( 2 ) . مش : وجه . ( 3 ) . آز : بجميم . ( 4 ) . مش : اقوال . ( 5 ) . آج ، لب : الرّدع ، مش : الزرع . ( 6 ) . آج ، لب : فرود .