الشيخ أبو الفتوح الرازي

134

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و قوله : * ( طُوىً ) * ، در او خلاف كردند ، عبد اللَّه عبّاس و مجاهد و ابن زيد گفتند : * ( طُوىً ) * ، نام وادى است . حسن بصرى گفت : براى آن « طوى » خواند آن را كه لأنّه طوى بالبركة ، آن را به بركت در گرفته‌اند . و قال عدىّ بن زيد : أ عاذل انّ اللَّوم في غير كنهه علىّ طوى من غيّك المتردّد ضحّاك گفت : براى آن كه واديى بود عميق كالبئر المطوىّ في استدارته ، چون چاه به سنگ بر آورده . و گفتند ، معنى آن است كه : انّك تطوى الوادي طوى ، اى طيّا . بر اين قول طوى مصدر باشد . امّا اختلاف قرّاء در آيت : ابن كثير و ابو عمرو خواندند : انّي انا ، به فتح همزه و « يا » ، و باقى قرّاء به كسر همزه و سكون « يا » ، الَّا نافع كه او همزه مكسور خواند و « يا » ى مفتوح . امّا ابو عمرو و ابن كثير گفتند : پس از ندا ، « ان » و « انّ » ( 1 ) مفتوح آيد ، يقال : ناديت فلانا أنّ الفعل كذا ، لأنّ المعنى صحت به انّ الأمر كذا . و آنان كه مكسور خواندند ، گفتند : محمول است على القول ، و از پس قول انّ مكسور آيد . و ابن كثير و ابو عمرو و نافع ، طوى خواندند به ضمّ « طا » غير مصروف حمل كردند بر بقعه ، و گفتند : سببهاى مانع از صرف علميّت است و تأنيث . و باقى قرّاء : طوى خواندند به ضمّ « طا » مصروف حملا على المصدر . قوله : * ( وَأَنَا اخْتَرْتُكَ ) * ، حمزه خواند : و انّا اخترناك ، به تشديد « نون » در جمع ، و « نون » و « الف » بر جمع ، و باقى قرّاء * ( وَأَنَا ) * ، على الخبر من المتكلَّم . * ( اخْتَرْتُكَ ) * ، بالتّاء خبر از متكلَّم ، و من تو را برگزيدم . و بر قراءت حمزه : ما تو را برگزيديم . * ( فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى ) * ، گوش به وحى ما دار ، يقال : استمعت الى كذا و لكذا . * ( إِنَّنِي أَنَا اللَّه ) * ، وحى اين بود كه خداى تعالى در آن درخت آفريد از كلام خود ، اين كلمات : * ( إِنَّنِي أَنَا اللَّه ) * ، و منم كه خدايم و جز من خدايى نيست . * ( لا إِله إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي ) * ، مرا پرست و با من در عبادت انباز مگير . * ( وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي ) * ، و نماز به پاى دار براى ذكر و تسبيح من . اين قول حسن است و مجاهد ، و التّقدير : لذكرك ايّاى ، اضافت مصدر با مفعول كرد .

--> ( 1 ) . آج ، لب : ان و .