الشيخ أبو الفتوح الرازي

131

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ) * ، اى استولى ، خداى تعالى بر عرش مستوى شد يعنى مستولى . و ما اقوالى در سورة البقره گفتيم در تأويل استوى به استشهادات . * ( لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَما بَيْنَهُما ) * ، او راست هر چه در آسمانها و زمين است و آنچه در ميان آن ( 1 ) است . * ( وَما تَحْتَ الثَّرى ) * ، و آنچه در زير خاك است . و ثرى ، خاك نمناك باشد ، تقول العرب : شهر ثرى و شهر ندى و شهر مرعى . عبد اللَّه عبّاس گفت : زمين بر پشت ماهى است ، و ماهى بر روى آب است ، و طرفى ( 2 ) ماهى كه سر و دنبال اوست در زير عرش ملتقىاند به هم آمده . و زير دريا سنگى سبز هست كه سبزى آسمان از اوست ، و آن سنگ آن است كه خداى تعالى در سورت لقمان گفت : فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ ( 3 ) . . . ، و آن سنگ بر سروى ( 4 ) گاوى است و پايهاى گاو بر ثرى نهاده است ، و زير ثرى كس نداند تا چيست مگر خداى تعالى . و آن گاو دهن باز كرده است چون درياها همه يكى شود در شكم آن گاو شود و درياها خشك شود . * ( وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ ) * ، آنگه گفت : اى محمّد ! اگر سخن بلند گويى او سرّ داند و پوشيده‌تر از سرّ . عبد اللَّه عبّاس گفت : سرّ آن باشد كه با كسى بگويى پنهان ، و پوشيده‌تر از سرّ آن باشد كه در دل دارى و با كس نگويى . و روايتى دگر از او گفت : و اخفى من السّرّ حديث النّفس ، آنچه با خود انديشه كنى . سعيد جبير گفت : سرّ آن است كه در دل دارى ، و آنچه از سرّ پوشيده‌تر است نيّت است ، چه خداى تعالى عالم است به موجودات و معدومات على حدّ واحد . و علىّ بن ابى طلحه گفت از عبد اللَّه عبّاس : سرّ آن كه در دل دارند ، و اخفى آن كه در دل ندارد ( 5 ) و پس از آن بكند ( 6 ) ، و اين هم معدوم باشد و قريب است به قول اوّل . مجاهد گفت : سرّ آن است كه پوشيده دارد ، و اخفى وسوسه است . ابن زيد گفت : معنى آيت آن است كه ، او سرّ بندگان داند و سرّ او كس نداند ،

--> ( 1 ) . آب : ميان آسمان و زمين . ( 2 ) . آب ، آز ، مش : دو طرف . ( 3 ) . سورهء لقمان ( 31 ) آيهء 16 . ( 4 ) . آج ، لب ، مش : سر . ( 5 ) . كذا در آط ، آج ، و لب ، آب : ندارند . ( 6 ) . كذا در آط ، آج و لب ، آب : بكنند .