الشيخ أبو الفتوح الرازي

127

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و آسمانهاى بلند را . خداى بر عرش مستولى شد . او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنچه ميان ايشان است و آنچه زير خاك باشد . و اگر بلند گويى سخن او داند پنهانى و پوشيده‌تر . نيست خداى ( 1 ) مگر او ، او راست نامهاى نيكوتر . و هيچ آمد به تو حديث موسى ؟ چون بديد آتشى ، گفت اهلش را ، درنگ كنى كه من بديدم آتشى ، همانا من آرم به شما از آن پاره‌اى يا بيابم بر آتش راهى . چون آمد به آن ندا كردند كه اى موسى . كه من خداى توام بكش نعلين را كه تو به وادى پاكيزه‌اى كه طوى نام است . و من برگزيدم تو را ، بشنو آنچه وحى مىكنند . ( 2 ) كه من خدايم ، نيست خدايى جز من ، مرا پرست و به پاى دار نماز به ياد كردن من . كه قيامت آمدنى است نزديك است كه باز پوشم تا جزا دهند هر تنى را به آنچه كرده باشد . باز مداراد تو را از آن ، آن كس كه ايمان ندارد به آن ، و پيروى كند هواى خود را كه پس هلاك شوى . و چيست اين كه به دست راست تو است اى موسى ؟

--> ( 1 ) . آج ، لب : خداى نيست خدايى . ( 2 ) . آب بدرستى .