الشيخ أبو الفتوح الرازي
66
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
فِي ما رَزَقْناكُمْ فَأَنْتُمْ فِيه سَواءٌ ( 1 ) . * ( وَاللَّه جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً ) * ، حق تعالى به اين آيت منّت نهادبر خلقان ، گفت : خداى - جلّ جلاله - بيافريد براى شما هم از شما ( 2 ) [ 67 - پ ] زنانى كه در استيناس جفت شما باشند و شما را ور ايشان ( 3 ) قضاى شهوت و نسل ( 4 ) اولاد باشد ، و ايشان را هم از جنس شما آفريد تا شما را انس باشد . و گفتهاند : مراد حوّاست كه خداى تعالى او را از پهلوى چپ آدم آفريد . * ( وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ ) * ، و كرد شما را از زنان شما فرزندان نرينه ، و براى آن تخصيص كرد پسران را كه ايشان به پسران شادمانه بودندى و به دختران دلتنگ . * ( وَحَفَدَةً ) * ، عبد اللَّه مسعود و نخعى و سعيد جبير و أبو الضّحى گفتند : مراد به حفده اصهاراند ، يعنى اختان ( 5 ) الرّجل على بناته ، دامادان يعنى شوهران دختران مرد ( 6 ) . زرّ حبيش ( 7 ) گفت : بر عبد اللَّه مسعود قرآن مىخواندم به اين آيه رسيدم مرا گفت : دانى تا « حفده » چه باشد ؟ گفتم : حشم مرد ( 8 ) . گفت : نه ، و لكن دامادان او باشند ، و اين روايت والبى است از عبد اللَّه عبّاس . عكرمه گفت و حسن و ضحّاك و مجاهد ( 9 ) : خدم و حشم باشند ، و ابو مالك گفت و مجاهد به روايتى ( 10 ) : أنصار و أعوان مرد باشند ( 11 ) ، من قول العرب : حفده ، إذا أعانه . قال جميل : حفد الولائد حولهنّ و أسلمت بأكفّهنّ أزمّة الأجمال عطا گفت : فرزندان و فرزند زادگان مرد باشند . قتاده گفت : چاكران مرد باشند ، مقاتل و كلبى گفتند : « بنين » فرزندان كوچكاند و « حفدة » فرزندان بزرگ . مجاهد و سعيد جبير گفتند : فرزند فرزند باشد . ابن زيد گفت : پسران زن باشند از شوهر ديگر ، قتيبى گفت : اصل او از حفد است و آن متابعت گام باشد و سرعت مشى ، يعنى اينان مسرع ( 12 ) باشند در خدمت و نصرت مرد . و در دعاى وتر آمده است : اللَّهمّ إنّا إليك نسعى و نحفد ، أى نسرع ، قال الرّاعي :
--> ( 1 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 28 . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : براى شما هم از شما بيافريد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : در ايشان . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 5 ) . آط : اختار . ( 6 ) . آب ، آز ، آج ، لب : خرد . ( 7 ) . قم : آط ، آب : زرّين جبيش ، آز : زرّين حبش . ( 8 ) . قم ، آج ، لب : چشم . ( 10 - 9 ) . قم كه . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و آج : باشد . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : مسروع .