الشيخ أبو الفتوح الرازي
60
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
پايى شير ندارد ( 1 ) . ابو عبيده و اخفش گفتند : « نعم » را هم تذكير كنند و هم تأنيث . آن كه تأنيث كند براى جمع كند ، و آن كه تذكير كند براى لفظ كند . قال الشّاعر فى تذكيره : اكلّ ( 2 ) عام نعم يحوونه يلحقه ( 3 ) قوم و ينتجونه اربابه نوكى ( 4 ) فلا يحملونه ( 5 ) و بعضى تفسير دادند على الشّىء و الشّخص ، چنان كه گفت : شاعر : ( 6 ) و عفراء أدنى النّاس منّي مودّة و عفراء عنّى ( 7 ) المعرض المتواني و قال آخر ( 8 ) : إذ النّاس ناس و البلاد بغبطة و إذ أمّ عمّار صديق مساعف * ( مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ ) * ، از ميان سرگين و خون شما را شيرى دهد خالص گوارنده خورندگان را ، نه بوى سرگين دراد و نه رنگ خون دارد . عبد اللَّه عبّاس گفت : چهار پاى چون علف بخورد و در كرش او قرار گيرد ، سرگين در زير باشد و خون بر بالا و شير در ميانه ( 9 ) . پس قديم تعالى جگر را بر اين قسمت ( 10 ) مسلَّط كرده است تا اين هر سه ببخشد : خون به رگها فرستد و شير به پستان و فرث در كرش رها كند . و نصب او بر مفعول دوم « نسقيكم » است . و قوله : * ( وَمِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنابِ ) * ، ( 11 ) ، و نيز شراب مىدهيم شما را از ميوهها ، جمع « ثمرة » باشد و درختان خرما و انگور ، يعنى انواع خرما و انگور . و روا باشد كه « واو » استيناف بود ، و التقدير : و يتّخذون من ثمرات النّخيل و الأعناب ، تا « من » تعلق دارد به اين فعل محذوف اتكالا ( 12 ) على بيانه من بعد ، بقوله : * ( تَتَّخِذُونَ مِنْه ) * ، و بر اين قول « واو » عطف نباشد . * ( تَتَّخِذُونَ ) * ، مىگيرى از او . ضمير عايد است با
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : نه همه چهار پايى شير دارد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : فى كلّ . ( 3 ) . اساس : يلحقه ، با توجّه به قم و معنى بيت تصحيح شد . ( 4 ) . اساس : او بأته نركه ، با توجّه به قم تصحيح شد ، آج ، لب : له بانّه نوكى . ( 5 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : فلا يخونه . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : چنان كه شاعر گفت ، آب ، آز شعر . ( 7 ) . قم : منّى . ( 9 - 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ميان . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و آز : قسم . ( 11 ) . قم ، آط ، آج اى ، و نسقيكم من ثمرات النخيل و الاعناب . ( 12 ) . اساس : ان الا ، به قياس نسخهء قم ، تصحيح شد .