الشيخ أبو الفتوح الرازي
41
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
قوله تعالى : * ( وَالَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّه ) * - الآية ، * ( الَّذِينَ ) * ، در موضع رفع است به ابتدا و قوله : * ( لَنُبَوِّئَنَّهُمْ ) * ، در جاى خبر اوست . حق تعالى گفت : ( 1 ) آنان كه هجرت كردند در ره ( 2 ) خداى و براى خداى از مكّه به مدينه آمدند ، و « هجر » و « هجران » مفارقت باشد و « هجرة » فعلة باشد از او ( 3 ) ، اين بنا هيأت را بود كالحلية ( 4 ) و المشية ( 5 ) و القعدة ( 6 ) . و در شرع مخصوص است به رفتن از مكّه به مدينه پيش از فتح مكّه . از اين جا گفت رسول - عليه السّلام : لا هجرة بعد الفتح . اين هجرت شرعى است و آن كه گفت : لا هجرة بعد ثلاث ، آن هجرت لغوى است يعنى نشايد كه مسلمانان از يك ديگر ببرند و يك ديگر را رها كنند بالاى سه روز ، پس اين اسم از اسماء مخصوصه است ، كالصّوم و الحجّ ( 7 ) . * ( مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا ) * ، پس از آن كه بر ايشان ظلم كردند . مفسّران گفتند : آيت در شأن بلال و صهيب و عمّار و خبّاب و عابس و ابو جندل ابن سهل ( 8 ) آمد و جماعتى كه مشركان مكّه ( 9 ) ايشان را عذاب كردند . قتاده گفت : مراد امّت محمّداند - صلَّى اللَّه عليه و على آله ( 10 ) - كه از ظلم أهل مكّه بجستند و به حبشه شدند ، آنگه خداى مدينه را به دار الهجرت ( 11 ) رسول كرد ، تا رسول - عليه السّلام - با آن جا شد و صحابه ( 12 ) ، و آن جا انصار پديد آمدند او را ، و ايوا كردند ( 13 ) . * ( لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً ) * ، گفتند : انزلهم المدينة و اطعمهم الغنيمة ، ايشان را به مدينه فرود آورم ( 14 ) و غنيمت به طعمهء ايشان كنم ، يقال : بوّأت ( 15 ) موضع كذا فتبوّأ ، أى أنزلته فنزل . و « لام » و « نون » ( 16 ) تأكيد جواب قسمى مقدّر است ، اى و اللَّه لنبوّئنّهم .
--> ( 3 - 1 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : راه . ( 4 ) . قم ، آط ، آب ، آز ، آج : كالجلسة . ( 5 ) . قم : و الرّكبه و المشيّة ، آب ، آز : و المشيده ، آج ، لب : و المشية . ( 6 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : و العقده . ( 8 - 7 ) . كذا در اساس ، قم : ابو جندل بن سهيل ، آط ، آج ، لب : ابو جنده ابن سهيل ، آب ، آز : ابو جنده بن سهيل ( 9 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : به مكّه . ( 10 ) . قم : عليه السّلام . ( 11 ) . قم : به دار هجرت . ( 12 ) . قم : با صحابه . ( 13 ) . آج ، لب : ديوار كردند . ( 14 ) . آج ، لب : آوردم . ( 15 ) . همهء نسخه بدلها : بواته . ( 16 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : و لا و نون ، قم : و نون .