الشيخ أبو الفتوح الرازي

76

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كه در دگر آيت ذكر ايشان كرد في قوله : رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلَيْه فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَه وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ . . . ( 1 ) ، آنان كه قضاى نحب كردند : عبيدهء حارث بود و حمزهء ( 2 ) عبد المطلب و جعفر بن ابي طالب . و آن كس كه منتظر بود امير المؤمنين على است . كلبى گفت از أبو طالب از عبد اللَّه عباس كه او گفت : اى مع على بن ابى طالب و اصحابه ، گفت : با على أبو طالب باشى و اصحابان او . جابر ابن عبد اللَّه انصارى روايت كرد از ابو جعفر الباقر - عليه السّلام - كه گفت : مع الصادقين [ اى ] ( 3 ) مع آل محمد ، با آل محمّد باشى . يمان بن ريّان گفت : راستگوى باشى چنان كه آن سه كس بودند كه خداى تعالى ذكر ايشان گفت : * ( وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا ) * - الاية . عبد اللَّه عبّاس گفت : با آنان باشى كه ايشان صادق النّية ، خالص العمل ، مستقيم القلوب باشند ، راست نيّت ، خالص عمل ، راست دل ، آنان كه با رسول به تبوك شدند دون آنان كه نشدند . عبد اللَّه مسعود گفت : و كونوا من الصادقين ، و اين قراءت اوست و قراءت عبد الله عباس . عبد الله مسعود گفت : از دروغ هيچ جدى و هزلى راست نشود به آن ( 4 ) قدر كه پدر فرزندش را چيزى وعده دهد آنگه ( 5 ) وفا نكند ( 6 ) ، اگر خواهى بخوانى : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ) * ، هيچ در قرآن ( 7 ) رخصت مىبينى در دروغ گفتن ! و در خبر مىآيد كه : بنده راست مىگويد ، لا يزال يصدق حتى يكتب عند الله صديقا ، تا نزديك خداى تعالى نام او در جريدهء صديقان بنويسند . و انّ العبد لا يزال يكذب حتى يكتب عند اللَّه كذابا ، و همچنين بنده دروغ مىگويد تا چندان دروغ بگويد كه بنزديك خداى نام او در ميان ( 8 ) دروغزنان بنويسند . و در خبر است كه

--> ( 1 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 23 . ( 2 ) . اساس : حمزه و ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 3 ) . اساس : ندارد ، از مل ، افزوده شد . ( 4 ) . آو ، آج ، بم : نه آن ، مل ، لب : نه با آن ، مج : نه تا آن . ( 5 ) . اساس : آن كس ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 6 ) . مل : وفا كند . ( 7 ) . اساس : دروغ ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 8 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب : جريدهء .