الشيخ أبو الفتوح الرازي

68

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كند و برگردد . آنگه حق تعالى ايشان را به توفيق و لطف مدد كرد تا ثبات كردند ، توبه كردند ، و خداى توبهء ايشان بپذيرفت ( 1 ) . چون توبه كردند از آن خطرات وساوس . * ( إِنَّه بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ) * ، رأفت بليغتر باشد از رحمت ، و فيه لغتان : رؤف على وزن فعول ( 2 ) ، قال كعب بن مالك الانصارىّ : نطيع نبيّنا و نطيع ربّا هو الرّحمن كان بنا رؤفا و رؤف ، على وزن فعل ، [ قال ] ( 3 ) : ترى للمسلمين عليك حقا كفعل الوالد الرؤف الرّحيم قوله : * ( وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا ) * - الاية ، گفت : و بر آن سه كس كه ايشان را باز پس افگندند و باز پس گذاشتند . و در معنى اين دو وجه باشد ( 4 ) ، يكى آن كه : فعل را حوالت به خداى بود به معنى خذلان و منع لطف . و افعال ما لم يسم فاعله ، بسيار حواله باشد به خداى تعالى ، نحو قوله : عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ . . . ( 5 ) ، و وجه ديگر آن كه : حوالت تخليف و ترك به صحابهء رسول باشد كه برفتند و ايشان را با پس ( 6 ) رها كردند . و عكرمه خواند : خلفوا ، به فتح « خا » و « لام » و به تخفيف ، اى قعدوا خلف رسول اللَّه و بعد خروجه ، كما قال : فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ ( 7 ) - الاية . و از صادق - عليه السّلام - روايت كردند كه او خواند : خالفوا به « الف » . و اين سه مرد يكى كعب بن مالك [ الشاعر بود و مرارة بن الربيع و هلال بن اميه ، و هر سه انصارى بودند . رواى خبر گويد : عبد الرحيم بن عبد اللَّه بن كعب بن مالك ] ( 8 ) كه او گفت ، جدّم گفت : من هرگز از رسول - عليه السّلام - باز نه استادم ( 9 ) در بدر و [ احد و ] ( 10 ) حنين و جز آن تا كه غزات تبوك آمد . رسول - عليه السلام - ساز رفتن مىكرد و گرماى گرم ( 11 ) بود و اوان ميوه بود ، من نيز دو شتر را ساز راست كردم ( 12 ) و من تندرست بودم و به قوّت هيچ عذر نبود مرا . چون

--> ( 1 ) . آو ، بم ، مل : بپذرفت . ( 2 ) . اساس : فعيل ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخهء بدلها ، تصحيح شد . ( 10 - 3 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد . ( 4 ) . مل : گفتند . ( 8 - 5 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 16 . ( 6 ) . آج ، مل : باز پس . ( 7 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 81 . ( 9 ) . نه استادم / ناستادم . ( 11 ) . مج : گرم گرما . ( 12 ) . آو ، آج ، بم : دو شتر داشتم راست كردم .