الشيخ أبو الفتوح الرازي
26
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
شدند گفتند : ما در سايه و راحت و آسايش ، و رسول خداى و صحابهء او در جهاد و شدّت و رنج سفر ! به خداى تعالى كه ما خويشتن را در استونهاى مسجد بنديم و خود را بازنگشاييم تا رسول ما را باز نگشايد ( 1 ) و توبهء ما قبول نكند ( 2 ) و عذر ما نپذيرد ( 3 ) . همچنين كردند ، چون رسول - عليه السلام - درآمد ، گفت : اينان كيستند و چرا خويشتن را در اين جا بستهاند ؟ گفتند : اينان آناناند كه با تو [ 111 - پ ] به غزات نيامدند ( 4 ) ، سوگند خوردهاند كه ، خويشتن باز نگشايند تا تو ايشان را بازگشايى ( 5 ) ، گفت : من نيز سوگند مىخوردهام ( 6 ) كه ايشان را باز نگشايم تا مرا نفرمايند ( 7 ) . اينان تنعّم كردند و از من باز ايستادند و از صحبت من و از جهاد رغبت نمودند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد بر ( 8 ) رسول - عليه السلام - بفرمود : تا ايشان را باز گشادند . ايشان بيامدند و گفتند : يا رسول اللَّه ! مالهاى ما فداى تو است ، بفرماى تا بردارند و به صدقه بده براى ما تا كفّارت گناه ما باشد و براى ما استغفار كن . رسول - عليه السلام - گفت : مرا نفرمودهاند كه از مال شما چيزى بردارم ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها ) * . خلاف كردند در عدد ايشان كه چند كس بودند ، روايت كردهاند از امير المؤمنين على و عبد اللَّه عبّاس كه : ده كس بودند ، از جملهء ايشان ابو لبابة الانصارى . سعيد حبير گفت و زيد اسلم كه : هشت كس بودند ، ازيشان هلال بود و أبو لبابة و [ كردم و مرداس و أبو قيس . قتاده و ضحّاك گفتند : هفت كس بودند ، از جملهء ايشان جدّ بن قيس بود و ابو لبابه ] ( 9 ) و حرام و اوس جمله از انصار بودند . عطيّه گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : پنج كس بودند ، يكى از ايشان أبو لبابة بود . و بعضى دگر گفتند : آيت در ابو لبابه آمد خاص . مجاهد گفت : آيت در ابو لبابه آمد آنگه كه قريظه
--> ( 1 ) . مل ، مج : بازگشايد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : كند . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بپذيرد . ( 4 ) . مل و . ( 5 ) . مل رسول - عليه السلام . ( 6 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : سوگند مىخورم ، مل : سوگند خوردهام . ( 7 ) . مل : بفرمايند . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : لفظ « بر » را ندارند . ( 9 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .