الشيخ أبو الفتوح الرازي

352

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نكنند به رحمت ، و ايشان - اعنى عرب - وصف كنند آن را كه انعام و افضال كند ، به آن كه رحيم است و اگر چه از او رقّت دل ( 1 ) ندانند ، پس معنى رحمت به فضل و احسان قريبتر است از آن كه به رقّت قلب ، نبينى كه خداى تعالى قرآن را وصف كرد به آن كه رحمت است ، و رقّت قلب در قرآن صورت نبندد و آنان را كه اين گفتند ، غلط از آن جا افتاد كه در بيشتر احوال در حقّ ما اين نعمت و احسان مصاحب باشد رقّت قلب را ، كه يكى ( 2 ) از ما بر كسى دلش رقيق شود بر او نعمتى كند گمان بردند ( 3 ) كه رحمت از ( 4 ) رقّت قلب است ، چنان كه گروهى را شهوت به ارادت ملتبس شد براى آن كه عند شهوت بيشتر احوال محبّت باشد ، و رحمت مختص نيست به عفو و اسقاط عقاب ، بل عامّ است في ضروب النّعم و الاحسان ، نبينى كه منعم را بر كسى راحم و رحيم خوانند و اگر [ چه ] ( 5 ) هيچ اسقاط مضرّتى نكرده باشد . حق تعالى در اين آيت چنين فرمود ( 6 ) : اگر خداى تعالى خواستى خلقان عالم جمله را بر ايمان داشتى و قهر كردى ، و لكن نكرد و ايشان را با اختيار خود رها كرد تا ايشان هر كسى سر به رهى نهادند و به مختلف ( 7 ) شدند و بر سر آن اختلاف مىبودند . آنگه خواست ( 8 ) تا استثنا كند گروهى را ، گفت : * ( إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ ) * ، الَّا آن كس را كه خداى بر او رحمت كرده بود ، كه به رحمت و لطف خداى تعالى از آن اختلاف امتناع كند و نظر كند و ايمان تحصيل كند ، و خداى تعالى خلقان را خود براى رحمت آفريده است . * ( وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ ) * ، و تمام شد سخن خداى تعالى كه گفت : پر باز ( 9 ) كنم دوزخ از جنّ و انس ، از پرى و آدمى . و مورد اين كلمه تهديد و تحذير است خلقان را ، از آن كه از آنان باشند كه خداى تعالى دوزخ ( 10 ) به ايشان پر باز ( 11 ) كند ، و تمام كلمه وقوع مخبر خبر باشد على ما اخبر عنه . و انّما اراد قوله :

--> ( 1 ) . مج : قلب . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، مج ، آز را . ( 3 ) . چاپ مرحوم شعرانى : برند . ( 4 ) . آو ، آج ، بم ، آز : آن ، مل : او . ( 5 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 6 ) . آج ، مل كه . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : و مختلف . ( 8 ) . اساس : خواستند ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 11 - 9 ) . آج ، آز : پربار . ( 10 ) . آج ، آز را .