الشيخ أبو الفتوح الرازي
348
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
قال الشّاعر : فان تصبرا فالصّبر خير مغبّة و ان تجزعا فالامر ما تريان قوله : * ( فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ ) * ، المعنى : فهلَّا كان ، و لم ( 1 ) كان ، چرا نبودند از قرون و امّتان گذشته از پيش شما كه من ايشان را به هلاك كردم به گناهشان ، از عاد و ثمود ، خداوند يقين از عدل ( 2 ) و دين كه امر به معروف كردندى و نهى منكر كردندى تا من ايشان را هلاك نكردمى به گناهشان ( 3 ) . آنگه استثنا كرد از ايشان مؤمنان را و اتباع انبيا را ، گفت : * ( إِلَّا قَلِيلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ ) * ، مگر اندكى از آنان كه ما ايشان را برهانيديم از جملهء ايشان . و « كان » تامّه است و فاعل او * ( أُولُوا بَقِيَّةٍ ) * است . و « اولوا » ، جمع « ذو » باشد على غير لفظه ( 4 ) ، يعنى چون بود كه از آن امّتان سلف هيچ بقيّتى نماند كه امر به معروف كردندى و نهى كردندى از فساد در زمين ! آنگه استدراك كرد ، گفت : اندكى بودندى كه من ايشان را از [ هلاك برهانيدم . آنگه گفت : * ( وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * ، و پيروى كردند ] ( 5 ) ظالمان آن مال و نعمت را و لذّت و تنعّم را كه در آن رها كرده بود ( 6 ) ايشان را . و المترف ، المبقّى ( 7 ) فى الملك و النّعمة . و * ( أُتْرِفُوا ) * ، نعّموا . * ( فِيه وَكانُوا مُجْرِمِينَ ) * ، و ايشان خود در اصل مجرم و گناهكار و كافر بودند . آنگه بيان كرد كه : من اين شهرها كه هلاك كردم از جملهء قوم نوح و عاد و ثمود ، [ 200 - پ ] و قوم شعيب و قوم لوط كه من ايشان را عذاب كردم ، نه بر سبيل ظلم بود كه من از آنان نباشم كه كسى را هلاك كنم بظلم ، و او مصلح و نكوكار باشد . و « واو » في قوله : * ( وَأَهْلُها مُصْلِحُونَ ) * ، « واو » حال است . و قوله : * ( وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً ) * ، آنگه گفت : اگر خداى خواستى مردمان همه را يك امّت كردى . * ( وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ ) * ، و لكن ايشان به زايل نمىباشند مختلف ، با يكديگر خلاف مىكنند .
--> ( 1 ) . اساس : لمن ، با توجّه به آو ، و ديگر نسخهها بدلها ، تصحيح شد . ( 2 ) . مل : يعنى از عقل . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، مجز مل و مج : گناهانشان . ( 4 ) . لب ، آز : لفظ . ( 5 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : بودند . ( 7 ) . مل : المنقى ، چاپ مرحوم شعرانى : المبغى .