الشيخ أبو الفتوح الرازي
314
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و اهلك معك ، و مثله [ قوله ] ( 1 ) : تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ ( 2 ) . * ( بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ ) * ، در پارهاى از شب گذشته ( 3 ) ، يقال : خرجنا في قطع من اللَّيل و في قطعة من اللَّيل ، و وهن و موهن و طايفة من اللَّيل و [ في ] ( 4 ) هزيع ( 5 ) من اللَّيل بمعنى ( 6 ) . ضحّاك گفت : ببقيّة من اللَّيل ، قتاده گفت : بعد ما مضى صدره . اخفش گفت : بعد جنح من اللَّيل ، و قيل : بعد هدء من اللَّيل ، و معانى متقارب است ، يعنى از پارهء شب ( 7 ) گذشته ، تو برو و اهلت را ببر . * ( وَلا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ ) * ، و نبايد كه كسى از شما باز پس نگرد . بعضى مفسّران گفتند ، اين حقيقت است ، و ايشان منهى بودند از آن كه باز پس نگرند . و بهرى گفتند : مجاز است و كنايت از آن كه انديشهء ايشان مدارى و بر ايشان و هلاك ايشان دل تنگ مدارى ، * ( إِلَّا امْرَأَتَكَ ) * ، مگر زن تو . * ( إِنَّه مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ ) * ، كه آنچه به ايشان رسد به او نيز خواهد رسيدن ، كه او كافر است همچون كافران ( 8 ) . قرّاء خلاف كردند در اعراب امراتك ، ابن كثير و ابو عمرو خواندند : الَّا امراتك به رفع ، استثناء عن غير موجب ، كقولهم : لا يخرج احد الَّا زيد . و باقى قرّاء به نصب خواندند : الَّا امراتك استثناء عن موجب عن قوله : * ( فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ ) * الَّا امراتك ، [ كانّه قال : احمل اهلك معك الَّا امراتك ] ( 9 ) ، اينان گفتند : زن مستثناست در باب خروج از اهل ، و ايشان [ گفتند ] ( 10 ) : مستثناست در التفات ، و او منهى نبود از التفات . و گفتند : لوط - عليه السّلام - چون از شهر بيرون آمد ، زن را با خويشتن بيرون آورد ، على هذه القراءة و على هذا القول . و بر قول ( 11 ) باقى قرّاء كه به نصب خواندند ، زن را رها كرد آن جا و بيرون نياورد . آنگه قوم را گفت : نگر تا باز پس ننگرى كه جبريل مرا گفت : بگو ( 12 ) تا كس باز پس ننگرد ، چه آن كه باز پس نگرد
--> ( 10 - 9 - 4 - 1 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 2 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) آيهء 20 . ( 3 ) . آج ، لب ، آز : گذشت . ( 5 ) . آو ، آج ، بم ، آز : هريع ، مل : تقريع ، مج : هرنع . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها واحد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : از شب پارهاى . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ايشان . ( 11 ) . آو ، بم ، آج ، لب ، آز : قراءت . ( 12 ) . آو ، بم ، لب ، آز : نگر .