الشيخ أبو الفتوح الرازي
312
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اگر گويند : شايد كه او دختران خود را به نكاح عرضه كند بر كافران ؟ گوييم : از اين هم دو جواب است ، يكى آن كه : به شرط اسلام گفت ، اوّل دعوت با اسلام كرد ايشان را و آنگه تعرّض ( 1 ) نكاح . و جواب ديگر آن است كه : روا بود كه در شرع او مناكحت با كافران روا بودى چنان كه در پيش اسلام رسول - عليه السّلام - دو دختر خود را به كافران داد ، يكى را به عتبة بن ابى لهب و يكى را به ابو العاص بن الرّبيع . و لوط - عليه السّلام - دو دختر داشت ، يكى را نام زعوراء ( 2 ) بود و يكى را ريثاء ( 3 ) ، و بعضى گفتند : عرثياء ( 4 ) . لوط - عليه السّلام - به انواع تضرّع و شفاعت با ايشان مىگفت و ايشان از بيرون سراى ابا مىكردند و قبول نمىكردند و نكاح دختران عرضه مىكرد و نمىپذيرفتند و گفتند : * ( لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ ) * ، اى من رغبة و ارب ، ما را به دختران تو هيچ رغبت و حاجت نيست . * ( وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ ) * ، و تو دانى كه مطلوب ما چيست و ما را چه مىبايد . او چون از آن ( 5 ) فرو ماند و بدانست كه شفاعت قبول نخواهند كردن ، گفت : * ( لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي ) * ، اگر چنان كه مرا به شما قوّتى و زورى باشد و شما را منع توانم كردن ، بكنم . و اين جواب « لو » است و از كلام محذوف است ، و التّقدير : لو انّ لي بكم قوّة لدفعتكم . و عرب ، جواب « لو » و « لولا » بسيار حذف كنند ، قال اللَّه تعالى : وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِه الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِه الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِه الْمَوْتى بَلْ لِلَّه الأَمْرُ . . . ( 6 ) ، و تقدير آن است : لكان هذا القرآن ، و قال الشّاعر ( 7 ) : فلو انّها نفس تموت ( 8 ) كريمة ( 9 ) و لكنّها نفس تساقط انفسا و التّقدير : لتقضّت ( 10 ) و فنيت ( 11 ) . * ( أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ ) * ، يا با ركنى قوى گريزم .
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : بعرض . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، آز : عورا ، مل : رغورا . ( 3 ) . آو ، بم ، آز : زيبا ، آج : رنپا ، مج ، لب : رشا . ( 4 ) . مل ، مج ، لب : عرسا ، آز : عرسا . ( 5 ) . مج او . ( 6 ) . سورهء رعد ( 13 ) آيهء 31 . ( 7 ) . آج ، مج ، لب ، آز شعر . ( 8 ) . آج ، آز : يموت . ( 9 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، آز : بموته ، مل ، لب : سويّة . ( 10 ) . آج ، آز : لبغضت . ( 11 ) . آج ، آز : قتلت .