الشيخ أبو الفتوح الرازي

270

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

گفت : هفت كس بودند : نوح بود و سه پسر او ، و سه زن از آن ايشان . و گفتند ، نوح پسران را گفت : در كشتى خلوت مكنى ، حام مخالفت كرد و با زن قربت ( 1 ) كرد ، نوح دعا كرد گفت : اللَّهمّ غير نطفته ، بار خدايا نطفه‌يش ( 2 ) بگردان . خداى تعالى نطفهء او را در رحم اهلش سياه كرد ، فرزند كه آمد از او سياه بود ( 3 ) . و از نسل او همه سياهان بودند ، از اين جا حام را ابو السّودان گويند ، پدر سياهان . محمّد بن اسحاق گفت : ده كس بودند جز زنان : نوح بود ، و اين سه پسر ، و شش مرد ديگر از آنان كه به او ايمان داشتند ، امّت همان بودند . مقاتل گفت : امّت نوح هفتاد و دو كس بودند ، و سه پسر او و زنان ايشان جمله هفتاد و هشت بودند بى نوح ( 4 ) ، نيمه‌اى ( 5 ) زنان و نيمه‌اى ( 6 ) مردان . عبد اللَّه عبّاس گفت : هشتاد كس بودند ، يكى از ايشان جرهم بود . مقاتل گفت : نوح - عليه السّلام - تن آدم با خويشتن در كشتى برد ، صيانة له عن الغرق . و آن را حايلى كرد بين الرّجال و النّساء ، و چون آب پديد آمد جملهء حيوان زمين سر ( 7 ) به نوح نهادند - عليه السّلام - كه : ما را با خود برگير ، نوح - عليه السّلام - گفت ، مرا فرموده‌اند كه : از هر جنسى دو را در كشتى بر ( 8 ) كه جفت باشند ، چه جاى بيش از اين ندارم ، و حق تعالى اين براى آن كرد تا حيوانات را نسل بريده نشود . عبد اللَّه عبّاس گفت : اوّل چيز ( 9 ) كه نوح در كشتى برد ، مورچهء خرد بود ، و آخر چيزى خر بود . چون خر خواست كه در كشتى شود ( 10 ) ، ابليس در دنبال او آويخت ، چندان كه خواست كه برود نتوانست . و نوح مىگفت : در رو ، و چون چند بار بگفت ، نوح گفت - على زعمهم في هذه الرّواية : ادخل و ان كان الشّيطان معك ، از سر ضجارت خر در كشتى رفت و ابليس با او . چون نوح نگاه كرد ، ابليس را ديد گفت : تو به دستورى كه آمدى در اين جا ؟ گفت : به دستورى تو . گفت : كى ؟ گفت : نه

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : مقاربت . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : نطفه‌اش . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : فرزندانى كه از او آمدند سياه بودند . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : كه نوح ايشان را در آن سفينه برد . ( 6 - 5 ) . مج : نيمى ، آو ، آج ، بم ، لب ، آز : نيمه . ( 7 ) . آو ، بم ، روى . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : برم . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آو ، بم : چيزى . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : رود .