الشيخ أبو الفتوح الرازي
250
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گفت : خبر ده مرا از مجرّة ، قال : اشراج ( 1 ) السّماء و منها ( 2 ) هبط الماء المنهمر . گفت : خبر ده مر از قوس ( 3 ) قزح ، گفت : قزح مگو كه آن نام ديو است ، و قل قوس اللَّه و هى امان من الغرق ، گفت : آن را قوس قزح مگو كه قزح نام ديو است ، قوس خداى گو آن را ، و آن امان است از غرق . گفت : مرا خبر ده از انمحاق قمر ، اين آيت [ بر خواند ] ( 4 ) : وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً ) * ( 5 ) . قال : اخبرني عن اصحاب رسول اللَّه ، مرا خبر ده از اصحاب رسول . گفت : از كدام اصحاب خبر دهم تو را ؟ گفت : از عبد اللَّه مسعود . گفت : قرء القرآن ثمّ وقف عنده ، قرآن بخواند و بنزديك قرآن باستاد ( 6 ) . گفت : اخبرني عن ابي ذرّ ، گفت : خبر ده مرا از أبو ذر ، گفت : عالم شحيح على علمه ، عالمى بود بخيل بر علم خود ، يعنى علم جز به اهل نياموختى . گفت ( 7 ) : خبر ده مرا [ 174 - ر ] از سلمان ، گفت : ادرك علم الاوّل و الاخر و هو بحر لا ينزح و من لك بلقمان الحكيم و هو منّا اهل البيت ، گفت : سلمان علم اوّل و آخر دريافت ، و او دريايى است كه بنه رسد ( 8 ) و كه ضمان كند تو را به لقمان حكيم ، يعنى او مثل لقمان حكيم است ، و او از ماست اهل البيت . گفت : مرا خبر ده از حذيفة بن اليمان ، گفت : كان عرّافا بالمنافقين و سأل رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه - عن المعضلات و ان سألتموه وجدتموه بها خبيرا ( 9 ) ، گفت : منافقان را نيك شناخت و رسول را پرسيد از مشكلات ، و اگر بپرسى او را به آن عالم يا بى . گفت : مرا خبر ده از عمّار ياسر ، گفت : خالط الاسلام لحمه و دمه و هو محرّم على النّار ، گفت : ايمان با گوشت و خون او آميخته شده است ، و او حرام است بر
--> ( 1 ) . مل : ابراح . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : السّماء منها . ( 3 ) . آج ، آز و . ( 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 5 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 12 ، همهء نسخه بدلها ، بجز مج الاية . ( 6 ) . مل ، مج : بايستاد . ( 7 ) . آو هذا . ( 8 ) . بنه رسد / بنرسد . ( 9 ) . آج ، لب ، آز : خبيرا بها .