الشيخ أبو الفتوح الرازي
11
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
خداى ايشان را در رحمت خود برد كه خداى آمرزندهء گناه است و بخشايندهء گناهكار . ضحّاك گفت : اين آيت در عبد اللَّه ذو البجادين آمد و قوم او . كلبى گفت : در بنى اسلم و غفار و جهينه آمد . و قوله : * ( وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ ) * ، رفع سابقون ، به ابتداست ، و خبر او * ( رَضِيَ اللَّه عَنْهُمْ ) * ، گفت : از پيش روندگان پيشينان ( 1 ) آنان كه از جملهء اوّلينان سبق بردند به ايمان از جملهء مهاجران كه خانه و مال و ملك رها كردند و از مكه با رسول به مدينه هجرت كردند ، و نيز انصار كه در مدينه ياران رسول بودند ، و او را يارى كردند ، و اين گروهى بودند كه پيش از هجرت به دو سال ايمان آورده بودند . و يعقوب خواند : و الانصار ، به رفع عطفا على قوله : * ( وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ ) * . و روايت كردند كه : بعضى صحابه روزى مىخواندند : و الانصار * ( الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ ) * ، به رفع « را » و حذف « واو » ( الذين ) ( 2 ) . أبىّ ، ردّ كرد و خطا باز داد ، با قول أبي آمد . * ( وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ ) * ، و آنان كه متابعت ايشان كردند و بر ره ايشان رفتند در ايمان و هجرت و نصرت . و بر قراءت آن كس كه به رفع خواند ، انصار از جملهء سابقان اوّلان نباشند . و بر قراءت آن كس كه به جر خواند ، انصار در اين جمله باشند . و ثعلبى امام اصحاب الحديث در تفسير آورد كه : آن صحابى كه و الانصار خواند ، عمر خطاب بود ( 3 ) . ابى ( 4 ) او را گفت : و الانصار ، به جرّ بايد خواندن . * ( وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ) * ، « واو » از او حذف نبايد كرد ( 5 ) . عمر ، قول او نمىشنيد و قبول نمىكرد تا عمر سه بار بخواند : و الانصار ، * ( الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ) * ، و ابىّ گفت : * ( وَالأَنْصارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ) * ، بالجر ، و الواو . به بار چهارم عمر را گفت : چرا از من نشنوى ! و الله لقد قرأت على رسول الله : * ( وَالأَنْصارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ) * ، و أنت تبيع القرط ببقيع الغرقد ، گفت : آنگه كه من بر پيغامبر اين خواندم ( 6 ) تو به بقيع غرقد قرط مىفروختى ، عمر گفت : صدقت ، راست مىگويى ، حفظتم و نسينا و تفرغتم و شغلنا و شهدتم و غبنا ، شما ياد داشتى و ما فراموش كرديم ، و شما فارغ بوديد و ما مشغول بوديم ، و شما حاضر بوديد و ما غايب بوديم . آنگه گفت :
--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم ، مج : پيشينگان . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : واو ، از و الذين . ( 3 ) . اساس رضى اللَّه عنه . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : أبى كعب . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : نبايد كردن . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : مىخواندم .