الشيخ أبو الفتوح الرازي

237

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بعضى اين كلام را نظم ( 1 ) داد كه علم شما به آن جا نرسيد ( 2 ) و نرسد . و امّا اگر شما را علمى بود به آن سلب كرد [ و ] ( 3 ) باز ستد ، و على الوجهين جميعا معجز باشد . آنگه تمامى دليل در دگر آيت بگفت : * ( فَإِلَّمْ ) * ( 4 ) * ( يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ ) * ، اگر چنان كه اجابت نكردند و نتوانستند و از ايشان متأتّى نباشد . * ( فَاعْلَمُوا ) * ، بدانى كه اين به علم خداى است ، انزال اين قرآن ، يعنى خداى تعالى به كمال عالمى خود انزله كرد ( 5 ) . نيز از روى تفكّر و انديشه بدانى كه بجز خداى خدايى نيست ، چه اگر خداى ديگر بودى ، خداى منفرد نبودى به مثل اين كلام ، و چون روا بودى كه [ از ] ( 6 ) جز او متأتّى بودى از شما نيز متأتّى بودى . و روا بود كه وجه اتّصال آن باشد كه ، چون بدانستى كه در وسع شما نيست كه اين را معارضه آرى ، بدانى كه نه اين كلام مخلوقان و محدثان است ، لابد كلام خداى است به ( 7 ) خلاف خلقان ، چون كلام خداى باشد دليل صحّت نبوّت محمّد كند و دليل صدق او در جملهء دعاوى و مقالات ، و از جملهء ( 8 ) دعاوى يكى آن است كه : * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ، جز او خدايى نيست . * ( فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ) * ، شما به هيچ وجه اسلام نخواهى آوردن و گردن نهادن و انقياد نمودن ! آنگه گفت : اينان ايمان نيارند كه اينان بس حريص و راغب شده‌اند بر زندگانى دنيا و بر زينت او ، و هر كس كه آن خواهد ، ما آن از او دريغ نداريم ، و جزاى عمل او تمام دهيم ، و هيچ نقصان نكنيم او را . قتاده گفت ، معنى آن است كه : هر كس كه همّت او و قصاراى كار او طلب دنيا باشد ، ما از او دريغ نداريم ، ما دنيا به او دهيم ، او به دنيا مشغول شود ، براى قيامت و زاد آن عملى نكند ، فردا به قيامت او را ثوابى و جزايى نبود جز آن كه در دنيا [ به ] ( 9 ) او رسيده باشد . و اگر وقتى كارى كند كه صورت خير و حسنه دارد ، هم در دنيا عوض مكافات آن به دو دهيم تا فردا او را بر ما حقّى نباشد ، و نه چنين باشد مؤمن براى

--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : نظام . ( 2 ) . اساس : رسيد ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد . ( 3 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آج ، افزوده شد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : فان لم . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : انزال كرد . ( 9 - 6 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : بر . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل او .