الشيخ أبو الفتوح الرازي

227

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و عقاب . قتاده گفت : محكم بكردند ] ( 1 ) اين كتاب را از باطل ، و آنگه تفصيل دادند به حلال و حرام . مجاهد گفت : آياتش بر جمله محكم بكردند آنگه آن را تفصيل دادند آيت آيت . و احكام ، منع فعل باشد از آن كه فساد به او راه يابد . * ( مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ) * ، اى من عند ربّ حكيم عليم . و * ( لَدُنْ ) * ، در او چند لغت است : لدن ( 2 ) ولدي ولد ، و معنى او عند باشد ، و چون اضافت كنند او را الى ما بعده [ 166 - ر ] مضاف اليه مجرور شود چنان كه در اين آيت هست . امّا قولهم لدن غدوة ، سيبويه گفت : لدن را با غدوة حالى هست كه با هيچ اسم نيست ( 3 ) ، و آن آن است كه : اين « نون » را تشبيه كرده‌اند به تنوين در اسم فاعل تا ( 4 ) ما بعد از او منصوب بكرده‌اند ، چنان كه : هذا ضارب زيدا ، و اين شاذّ است بر آن قياس نكنند . و * ( مِنْ ) * ، تعلَّق دارد به فصّلت ، و معنى او ابتداى غايت است ، اى من عند اللَّه الحكيم العليم در آيت دليل است بر آن كه قرآن محدث است براى آن كه احكام از صفات فعل بود ، يقال : فعل محكم و احكمت الفعل احكاما . قوله : * ( أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّه ) * ، « ان » ، تعلَّق دارد به فصّلت على احد وجهين بان لا تعبدوا ، و قيل : لئلَّا تعبدوا ، با آن كه تا نپرستى ، يا براى آن كه تا نپرستى . و سقوط « نون » ، محتمل است نصب را و جزم را ، مثال نصب : قولك كتبت اليه ان لا يخرج ، و : كتبت اليه ان لا يخرج بالجزم ، در جمله اين تفصيل آن است كه : نپرستى مگر خداى را ، آنگه ابتدا كلامى ديگر گفت خبر از خويشتن : * ( إِنَّنِي لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ) * ، كه من شما را از خداى - جلّ جلاله - ترساننده و مژده دهنده‌اى ام كه شما را بشارت دهم به ثواب و بترسانم به ( 5 ) عقاب . * ( وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ) * ، و آن كه آمرزش خواهى از خداى و پس توبه كنى ، با او گريزى و با درگاه او شوى . اگر گويند : چگونه عطف كرد توبه را بر استغفار ، و در معنى هر دو يكى باشد ، و الشّى لا يعطف على نفسه لا سيّما [ به حرف ] ( 6 ) التّراخى ؟ گوييم : از اين چند جواب است :

--> ( 6 - 1 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آج ، افزوده شد . ( 2 ) . مج : لدى . ( 3 ) . آج ، بم ، لب ، آز : كه هيچ اسم نماند . ( 4 ) . آج ، بم ، مل ، لب ، آز : يا ( 5 ) . آج ، لب ، آز : از .