الشيخ أبو الفتوح الرازي

197

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

الوليد بن مصعب بن الرّيّان : جزاء ( 1 ) العبد الخارج على سيّده ان يغرق فى البحر ، جبريل آن نوشته بستد تا آن روز كه او در دريا گرفتار شد بر او عرضه كرد ، گفت : اين خطَّ تو هست ؟ گفت : آرى ! گفت : اين صفت ( 2 ) تو هست ؟ گفت : آرى ! گفت : بر فتواى خود بر فعل خود گرفتار آمدى اين جا . چون جبريل - عليه السّلام - موسى را خبر داد به هلاك فرعون ، موسى - عليه السّلام - قوم را خبر داد به هلاك فرعون ، گفتند : ما را از كجا معلوم شود كه فرعون غرق شد ؟ خداى تعالى فرعون را با جملهء سلاحها كه پوشيده داشت بر سر آورد ( 3 ) تا مرده بر سر آب مىگرديد و موج او را بر ساحل انداخت ، و بنى اسرايل او را مرده بديدند گفتند : از آن وقت باز آب هيچ مرده را فرو نبرد ، قوله تعالى : * ( وَجاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ ) * ، ما بگذرانيديم بنى اسرايل را ، يعنى فرزندان يعقوب را به دريا . * ( فَأَتْبَعَهُمْ ) * ، يقال : تبعه و اتبعه و اتّبعه بمعنى فهو تابع و متبع و متّبع . قوله : * ( بَغْياً وَعَدْواً ) * ، اى ظلما و عدوانا و تجاوزا عن المقدار . و نصب ايشان بر تميز باشد . حسن بصرى در شاذّ خواند : و عدوّا ، على فعول . * ( حَتَّى إِذا ) * [ 157 - ر ] * ( أَدْرَكَه [ الْغَرَقُ ] ) * ( 4 ) ، تا غرق او را دريافت ، يعنى فرعون را . قال ، گفت ، يعنى فرعون ، او ( 5 ) جواب « اذا » است و عامل در او امنت ايمان آوردم . * ( أَنَّه ) * ( 6 ) ، كوفيان خوانند ( 7 ) مگر عاصم ، « انّه » به كسر همزه ، و باقى قرّاء به فتح . آن كه به كسر خواند از صلهء « قال » ، گفت كه : هر چه [ از پس ] ( 8 ) « قال » آيد ، كلامى مبتدا بود ، و در كلام مبتدا « انّ » بايد به كسر ، و آن كه « انّ » خواند ، گفت : از صلت امنت باشد . بر قول اوّل ، اين هه يك كلام باشد ، و بر اين قراءت دو كلام باشد ، ايمان آوردم ( 9 ) بدان خداى كه بنو اسرايل به او ايمان دارند ( 10 ) ، و

--> ( 1 ) . اساس : حرى ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد . ( 2 ) . مل : صورت . ( 3 ) . آج ، لب ، آز : بر سر آب انداخت . ( 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، از قرآن مجيد افزوده شد . ( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب : از ، آز : آن . ( 6 ) . اساس : آنگه ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، از قرآن مجيد افزوده شد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : خواندند . ( 8 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 9 ) . آو ، بم : آورد . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز مج : آوردند .