الشيخ أبو الفتوح الرازي

191

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نيست ، چه اگر نه چنين باشد استفهام به خبر مشتبه شود ، و آن جا كه به عوض بيفگنند ( 1 ) نيكوست ، آن جا كه شاعر گفت : لعمرك ما ادري و ان كنت داريا بسبع رمين الجمر ام بثمان و تقدير آن است كه : أ بسبع ، و لكن همزه استفهام بيفگند ( 2 ) براى آن كه « ام » ، بر حذف او دليل مىكند ، و « ام » معادلهء همزه ( 3 ) استفهام باشد . قوله * ( رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ ) * ، اين نفرين ( 4 ) است كه موسى - عليه السّلام - كرد بر فرعون و قومش ، گفت : بار خدايا ! طمس كن مالهاى اينان ، و طمس بردن ( 5 ) اثر باشد ، و كاريز آب كه انباشته شود آن را مطموس مىگويند در مبالغت ، يعنى اثر نماند آن را . و قوله : فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ ( 6 ) ، اى اذهب نورها ( 7 ) ، و قال ( 8 ) تعالى : مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً . . . ( 9 ) . ، يذهب عنها الراحر ( 10 ) اثر الانف و الشّفة و العين ، قال كعب بن زهير : من كلّ نضّاخة الذّفرى اذا عرقت عرضتها طامس الاعلام مجهول قتاده و ابو صالح و ابن زيد گفتند : خداى تعالى دعاى موسى در ايشان اجابت كرد و مالهاى ايشان جمله سنگ كرد ، تا در خبر است كه : تماثيل و شكر ( 11 ) و انواع حبوبشان جمله سنگ شد . [ زر و سيم و هر چه بود ايشان را از صامت و ناطق و چهار پاى و جز آن همه سنگ شد . ] ( 12 ) قوله : * ( وَاشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ ) * ، در او چند قول گفتند ، يكى آن كه : بار خدايا ! دلهاى ايشان سخت بكن و به جاى ( 13 ) بدار تا ايشان با آن كه مالشان مطموس شده باشد هلاك نشوند تا هر روز ، هر ( 14 ) وقت ، به آن مال

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بيفكندند . ( 2 ) . آج ، لب : آز از . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : حرف . ( 4 ) . اساس : تقدير ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 5 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب : ببردن ، مج ، آز : بيرون . ( 6 ) . سورهء مرسلات ( 77 ) آيهء 8 . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : بنورها . ( 8 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز اللَّه . ( 9 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 47 . ( 10 ) . كذا در اساس ( ؟ ) ، همه نسخه بدلها : ندارد . ( 11 ) . مل : پيكر ، آو ، آج ، بم ، لب ، آز : تماثيل شكر . ( 12 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها : بر جاى . ( 14 ) . آو ، بم ، مج : هر روز و هر ، آج ، لب ، آز : هر روز و همه .