الشيخ أبو الفتوح الرازي

158

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

مىكنند ! و منه ، ضمير او جايز است كه راجع باشد با خداى و جايز است كه راجع باشد با استعجال . قوله : * ( أَ ثُمَّ ) * ، همزهء استفهام در حرف عطف برده است ، و استفهام بر حقيقت از وقوع عذاب است . و طبرى گفت : ثمّ را ، معنى هنا لك است ، و اين غلط است براى آن كه آن « ثمّ » باشد به فتح ، و براى آن همزهء استفهام در حرف عطف برد تا بدانند كه اين را نيز صدر كلام مىرسد چنان كه جملهء اوّل را كه در آيت هست و عامل در . . . اذا ، امنتم است ( 1 ) ، و « ما » صله است ، يعنى امنتم ( 2 ) به وقت وقوع العذاب . و قوله : الن ( 3 ) ، همزهء استفهام ( 4 ) در ظرف شده است و بر حقيقت در فعلى مىبايد كه آن جا مضمر است من قوله : الن امنتم ، و التّقدير : امنتم الن ، و « قد » ، براى تقريب الفعل الماضى باشد من الحال ، و معنى آيت آن است كه ، خداى تعالى گفت بر سبيل توبيخ و ملامت بر استعجال عذاب : پس چون عذاب فرود آيد ( 5 ) ، ايمان خواهيد آوردن به آن ؟ آنگه شما را گويند : اكنون ايمان مىآريد كه عذاب فرود آمد ، و اين ايمانى است كه هيچ نفع نكند در چنين وقت ، چه وقت نزول عذاب و وقت الجاء باشد ، و ايمان در آن وقت سود نكند . و در آيت حذفى هست ، و اين از جمله آن است كه گفتيم : عرب قول بسيار حذف كنند . و تقدير آن است كه : اذا ما وقع العذاب امنتم به ( 6 ) ، فيقال ( 7 ) لكم الن تؤمنون ، گويند شما را : اكنون ايمان مىآريد كه عذاب بديديد ، و پيش از اين استعجال مىكرديد به عذاب ! * ( ثُمَّ قِيلَ ) * ، آنگه گويند آن ظالمان كافران را : بچشيد عذاب جاودانه ، و اين ثمّ ، كه حرف عطف است ، به دو ( 8 ) عطف كرد اين فعل را بر آن ( 9 ) فعل محذوف كه گفتيم كه قول است : ثمّ قيل لهم بعد ما قيل لهم الان ، يعنى عند آن كه ايشان ايمان آرند در حال الجاء ، ايشان را گويند : اين نه ايمان است بر آن وجه كه شما را فرمودند ،

--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم ، آز : در اذا استمرار است ، مل : در اذا ، اسم است . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، آز : استمرّ . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : الآن . ( 4 ) . آو ، بم ، آز است . ( 5 ) . مل : فرود آمد . ( 6 ) . آو ، بم : استمرّ به ، آج ، آز : استئمن به . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : فقال . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : حرف عطف به دو . ( 9 ) . لب ، آز : به آن .