الشيخ أبو الفتوح الرازي

121

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

[ 136 - ر ] مثل زندگانى دنيا چون آبى است كه ما ( 1 ) فرود آريم از آسمان آميخته ( 2 ) به آن گياه زمين از آنچه خورند مردمان ( 3 ) و چهار پايان ( 4 ) . تا چون بگيرد زمين زينت خود و آراسته شود ( 5 ) ، [ و ] ( 6 ) گمان برند اهلش كه ايشان توانا شوند ( 7 ) بر آن آيد به ايشان فرمان ما به شب يا به روز ، كنيم آن را دروده ، پندارى كه نبوده است دى ( 8 ) همچنين ، تفصيل دهيم آيتها را براى گروهى [ كه ] ( 9 ) انديشه كنند . و خداى مىخواند با سراى سلامت ، و راه نمايد آن را كه خواهد با راه راست . و آنان را كه نيكوى كنند نيكوتر باشد و بيشتر ، و نرسد به روى ايشان گردى و نه خوارى ، ايشان اهل بهشتاند ، ايشان در آن جا هميشه باشند [ 136 - پ ] . و آنان كه اندوختند بديها ، پاداشت بدى باشد ( 10 ) بمانند آن ، و برسد به ايشان خوارى ، نيامد ( 11 ) ايشان را از خداى از نگاهدارى ، پندا [ ر ] ى ( 12 ) بپوشيدند رويهاشان ( 13 ) پاره‌ها ( 14 ) از شب تاريك ، ايشان اهل دوزخ [ اند ] ( 15 ) ايشان در آن جا هميشه باشند .

--> ( 1 ) . اساس : كما / كه ما . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : آميخته شود . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : مردم . ( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : چهار پاى . ( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب : بيارايد . ( 15 - 12 - 9 - 6 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : توانا شدند . ( 8 ) . آو ، بم : دين . ( 10 ) . آو ، آج ، بم ، لب : يابند . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : نباشد . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها : رويهاى ايشان . ( 14 ) . اساس : پارها / پاره‌ها .