الشيخ أبو الفتوح الرازي
96
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( ما مِنْ شَفِيعٍ ) * ، هيچ شفيعى نيست الا از پس فرمان او ، يعنى تا او فرمان ندهد ، كسى را شفاعت نرسد . و شفيع ، سائل باشد در ( 1 ) باب اسقاط مضارّ از غيرى ، و اصحاب وعيد گفتند : سائل باشد در حقّ غيرى زيادتى منافع . حق تعالى بيان كرد كه : كس را شفاعت نباشد الَّا به فرمان خداى تعالى تا آنان كه گفتند از مشركان : . . . هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّه ( 2 ) ، اين بتان ما را شفيع باشند بنزديك خداى ، طمع بردارند و بدانند كه اين شفاعت نرسد ايشان را و نه هيچ كس را تا خداى دستورى ندهد . و عرش محتمل است در لغت سه معنى را : يكى ، به معنى ملك آمد ، چنان كه شاعر گفت : رأوا عرشي نئلم جانباه دگر به معنى بناء ، من قوله : . . . وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ( 3 ) ، و منه العريش ( 4 ) . دگر به معنى سرير فى قوله : وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ ( 5 ) ، و عرش خداى تعالى كه آن را عرش عظيم خواند از قسمت سيم ( 6 ) باشد ، * ( ذلِكُمُ اللَّه رَبُّكُمْ ) * ، او خداى شماست كه از شما مستحقّ عبادت است به ( 7 ) نعمتهاى كه با شما كرد از اصول نعم كه نعمت منعمان بى آن تمام نشود از حيات و قدرت و شهوت و نفرت و كمال عقل ، * ( فَاعْبُدُوه ) * ، او را پرستى كه سزاوار پرستش اوست به فعل اين نعمتها ، * ( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * ، انديشه نمىكنى ! * ( إِلَيْه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً ) * ، حق تعالى به طريق تذكير نعمت خلق را دعوت كرد در آيت اول ، باز در اين آيت به طريق ترهيب و تخويف و تحذير گفت : مرجع و بازگشت شما براى جزا با اوست ، و « جميعا » نصب او بر حال است ، اى مجتمعين . * ( وَعْدَ اللَّه ) * ، نصب او بر مصدر است ، اى وعد اللَّه وعدا حقا ، و قيل : وعد اللَّه وعدا ، و حق ذلك الوعد حقا ، و روا بود كه نصب او ، « حقا » بر حال بود . * ( إِنَّه يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُه ) * ، ابتداى خلق او كند و انشا و آغاز از عدم و هيچ نابوده باز اعادت كند پس از آن كه [ 129 - پ ] نيست كرده باشد ، و مراد به خلق ، مخلوق است . و جملهء قرّاء انّه
--> ( 1 ) . اساس حق غيرى زيادت ، به قرينه نسخه آو ، و ديگر نسخه بدلها ، چون زايد مىنمود ، حذف شد . ( 2 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 18 . ( 3 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 68 . ( 4 ) . اساس : العرش ، به قياس با نسخهء مج ، تصحيح شد . ( 5 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 23 . ( 6 ) . آج : سوم ، مل ، لب : سيوم ، مج : سهام . ( 7 ) . مج : با .