الشيخ أبو الفتوح الرازي

64

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

تعالى براى ايشان بجارده ( 1 ) است در بهشت از نعيم و لذّات مآكل ( 2 ) و مشارب ( 3 ) و هنأت عيش . ابن صخر ( 4 ) گفت : * ( لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * ايشان را درجاتى باشد بنزديك خداى تعالى يعنى در بهشت ، و آن هفتاد درجه باشد هر درجتى چندان كه اسپ نيكرو هفتاد سال تاختن كند . و اصل درجه ، نردبان پايه باشد ، و منه التّدريج . * ( وَمَغْفِرَةٌ ) * و آمرزش گناهان ايشان ، [ 20 - ر ] و اين دليل است بر صحّت قول ما كه اگر ايشان را گناه نبودى ، مغفرت در حقّ ايشان مصوّر نبودى ، و اگر ايشان به گناه كافر بودندى يا ناقص ايمان بودندى ، مغفرت به ايشان نرسيدى پس دليل مىكند ظاهر آيت بر آن كه ، گناهكار به گناه از آن بنشود ( 5 ) كه مؤمن باشد ( 6 ) حقّا . و آنان كه آن مقالت گفتند از معتزله و اصحاب اخبار ، گفتند كه : گناه كبيره . و بعضى گفتند : صغيره نيز ، و ترك ( 7 ) نوافل ايمان را خلل و نقصان كند ، و اين قولى است ظاهر الفساد چه بر اين قاعده هيچ پيغامبر و امام و صدّيق و شهيد تمام ايمان نباشند - نعوذ باللَّه من مثل هذه المقالات و تجويز هذه المحالات . * ( وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ) * و روزى با كرامت . قتاده گفت : بهشت است ، و بعضى دگر گفتند : لا حساب عليهم في ذلك حساب نباشد ايشان را بر آن . قوله : * ( كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ ) * ، خلاف كردند مفسّران در اين « كاف » تشبيه تا اخراج رسول - عليه السّلام - از خانه‌اش به چه مشبّه است ! عكرمه گفت وجه تشبيه آن است كه : فاتّقوا [ اللَّه ] ( 8 ) و اصلحوا ذات بينكم فانّ ذلك خير لكم كما كان اخراج اللَّه محمّدا من بيته بالحقّ خيرا له و لكم و ان كرهتم ذلك ، گفت : از خداى بترسى و اصلاح ذات البين كنى كه شما را آن به بود چنان كه خداى تعالى رسول را از خانه خود بيرون آورد و او را آن به بود و اگر چه گروهى آن را كاره بود ( 9 ) ، مجاهد گفت وجه تشبيه آن است كه : چنان كه خداى تعالى تو را از خانه بيرون آورد

--> ( 1 ) . لت : بچارده / بجارده / پچارده . ( 2 ) . مج : ما اكل . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : مشرب . ( 4 ) . اساس : ابن صحين به نظر مىرسد كلمه تحريف شده است ، لذا با توجّه به نسخه لت ، تصحيح شد . ( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : نبوشند . ( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : باشند . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، آن : و نيز ترك . ( 8 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 9 ) . آج ، لب ، لت : بودند .