الشيخ أبو الفتوح الرازي
56
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
تا درست كند حق را و باطل كند باطل ( 1 ) را و اگر چه نخواهند گناهكاران . چون فرياد مىخواستى از خدايتان ، پاسخ داد شما را كه من مدد فرستم ( 2 ) شما را به هزار از فريشتگان از ( 3 ) پس يكديگر ( 4 ) . نكرد آن را خداى مگر مژدگان تا ساكن بود به آن [ دلهاى شما ] ( 5 ) و نيست يارى مگر از نزديك خداى كه خداى بازدارنده » محكم كار است [ 17 - پ ] . چون در شما پوشيد ( 7 ) خواب به ايمنى از وى ( 8 ) و فرو فرستاد ( 9 ) بر شما از آسمان آبى تا پاك كند شما را به وى و ببرد از شما پليدى ديو و تا باز بندد بر دلهاى شما و بر جاى دارد به آن پايها ( 10 ) . چون وحى كرد ( 11 ) خداى تو به فريشتگان كه من با شماام بر جاى دارى آن مؤمنان را ، در افگنم ( 12 ) در دلهاى آنان كه كافر شدند ترس ، بزنى بالاى ( 13 ) گردنها و بزنى از ايشان هر ( 14 ) سر انگشتى . آن ( 15 ) به آن است كه ايشان نا فرمانى كردند خداى را و [ رسولش را و هر
--> ( 1 ) . آج ، لب : خلاف راستى . ( 2 ) . آج ، لب : مدد نمايندهام . ( 3 ) . آج ، لب پى درآوردگان امثال خود را . ( 4 ) . مج برنشسته . ( 5 ) . اساس : افتادگى دارد از آو ، افزوده شد . ( 6 ) . همه نسخه بدلها : غالب . ( 7 ) . آو ، بم ، آن : پوشند . ( 8 ) . آج ، لب : براى ايمنى از او . ( 9 ) . آو ، آن : فرستد بم : فرستند آج ، لب : مىفرستد . ( 10 ) . آج ، لب : قدمها را . ( 11 ) . آج ، لب : وحى مىفرستاد . ( 12 ) . آج ، لب : زود باشد كه افگنم . ( 13 ) . آج ، لب : بالاهاى . ( 14 ) . آو ، بم : همه او ، بم ، آن انگشتى . ( 15 ) . آج ، لب عقاب .