الشيخ أبو الفتوح الرازي
38
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
امرّ الشّىء اذا صارت ( 1 ) ذا مرارة ، * ( دَعَوَا اللَّه رَبَّهُما ) * خداى را بخواندند ، كه پروردگار ايشان است ، و گفتند : * ( لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً ) * اگر ما را فرزندى صالح دهى ، * ( لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ) * ، ما از جمله شاكران و معترفان نعمت تو باشيم . * ( فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً ) * چون بداد ايشان را [ فرزند ] ( 2 ) صالح [ صفت موصوفى محذوف است ، اى ولدا صالحا ، * ( جَعَلا لَه شُرَكاءَ ) * ] ( 3 ) كردند او را همتايان و انبازان در آنچه داد ، * ( فَتَعالَى اللَّه عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * متعالى است خداى ما - جلّ جلاله - از آنچه ( 4 ) به او شرك آرند . امّا مخالفان ما آيت را تفسير چنين دادند كه : چون حوّا بار برگرفت ، ابليس پيش او آمد بر صورت مردى ، او را گفت : تو دانى كه اين كه در شكم تو است چيست ؟ گفت : [ نه ، گفت : ] ( 5 ) چه ايمن باشى كه حيوانى باشد نه از جنس شما بل حيوانى باشد از جنس سگ و خرس و خوك و سباع كه در زمين مىبينى نه همه زمين از اين مملو است و از [ جنس شما كس ] ( 6 ) نيست ؟ [ 12 - ر ] . گفت : پس چه بايد كردن ؟ گفت : من مردىام كه مرا از خداى من منزلتى هست و دعاى مستجاب ، اگر من دعا كنم فرزند تو ( 7 ) از جنس شما باشد ، گفت : پس دعا كن . گفت : نكنم ، تا با من شرط كنى كه عبد الحارثش نام كنى و ابليس را نام حارث بود . شرط كردند كه چنين كنند ، چون بزاد ، عبد الحارثش نام كردند ، فذلك ( 8 ) قوله : * ( فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَه شُرَكاءَ فِيما آتاهُما ) * ، يغنى فى التّسمية ، و اين روايت كلبى است . سدّى گفت : آدم و حوّا را فرزند نمىماند ، چند فرزند بزادند ، بمرد . يك روز ابليس بيامد و ايشان را وسوسه كرد و گفت : من درمانى دانم كه فرزند شما بماند و هلاك نشود . گفتند : آن چيست ؟ گفت : عبد الحارثش نام كنى تا بماند كه اين مجرّب است مرا . عبد الحارثش نام نهادند . و رواياتى دگر آوردند كه اگر چه در آن جا بعضى اختلاف و كما بيش هست ، مرجع با اين است كه ما گفتيم ، و اين از جمله فريت ( 9 ) عظيم باشد بر آدم و حوّا كه حوالت شرك كنند بديشان كه ايشان كافر شدند و مشرك ، و دروغ است بر خداى تعالى ، [ و خداى تعالى ] ( 10 ) به آيت نه اين خواست
--> ( 1 ) . آو ، بم ، مج ، لب ، آن : صار . ( 6 - 5 - 3 - 2 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 4 ) . همه نسخه بدلها ، بجز لت : آن كه . ( 7 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مج ، مل : فرزندان شما . ( 8 ) . آو ، بم ، آج ، لب ، آن معنى . ( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن ، لت : فريه ، مل : فريب . ( 10 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .