الشيخ أبو الفتوح الرازي

17

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كه چيزهايى در دين ابراهيم آورده‌اى كه از آن نيست ، ابو عامر گفت : خداى از ميان من و تو آن را كه دروغ مىگويد طريد وحيد جان برداراد . آنگه برخاست و به شام شد و كسى فرستاد به منافقان كه بچارده و مستعد باشى كه من لشكرى مىآرم كه با محمّد كارزار كند و براى من مسجدى بنا كنى . آنگه بر قيصر روم رفت و از او لشكرى خواست تا محمّد را و اصحابش را از مدينه بيرون كنم ( 1 ) ، فذلك قوله . وَإِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّه وَرَسُولَه مِنْ قَبْلُ . . . ( 2 ) ، قيصر لشكر نداد او را ، و او با شام رفت و آن جا طريد ( 3 ) وحيد بمرد . عبادة بن الصّامت ( 4 ) گفت : آيت در قريش آمد كه خداى تعالى كتاب قرآن به ايشان داد از آن منسلخ شدند و قبول نكردند . حسن بصرى و ابن كيسان گفتند : آيت در منافقان اهل كتاب آمد كه رسول را مىشناختند چنان كه فرزندان خويش و ايمان نياوردند . عكرمه گفت : آيت عامّ است در حقّ همه كافران . فتاده گفت : اين مثلى است كه خداى تعالى بزد در حقّ آنان كه هدى بر ايشان عرضه كنند ، ايشان اعراض كنند از آن و قبول نكنند آن را . عبد اللَّه بن عبّاس و سدّى گفتند : مراد به آيات نام مهمترين ( 5 ) خداى است . روايتى ديگر از او آن است كه : كتابى از كتابها به او دادند . * ( فَانْسَلَخَ مِنْها ) * ، اى خرج منها كانسلاخ الحيّة من جلدها . * ( فَأَتْبَعَه الشَّيْطانُ ) * ، يقال : تبعه و اتبعه و اتّبعه بمعنى واحد ، و بعضى ديگر گفتند : تبعه و اتبعه ، اذا قفاه و اتّبعه اذا اقتدى به . * ( فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ ) * ، و الغىّ ها هنا ضدّ الرّشد ، و اين ، قول آن كس است كه گفت : آيت بر سبيل مثل است . از باقر - عليه السّلام - روايت كرده‌اند : * ( فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ ) * از جمله ضالَّان ( 6 ) گمراهان جاهلان بود . * ( وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناه بِها ) * ، اگر خواستمانى ( 7 ) او را به آن آيت رفيع كردمانى ، به معنى ( 8 ) به آن آيات اگر در او تأمّل و تدبّر كردى و به آن ايمان آوردى براى آن كه رفعت به آيات بر حقيقت نباشد ، براى آن كه آيات ، فعل خداى بود - جلّ جلاله - و خداى به فعل خود كس را رفع نكند ، چه اگر چنين بودى اين رفعت مبتدا بكردى يا عند

--> ( 1 ) . همه نسخه بدلها : كند . ( 2 ) . سوره توبه ( 9 ) آيه 107 . ( 3 ) . آو ، بم و . ( 4 ) . آو ، آج ، بم ، آن ، لت : عبادين الصّامت . ( 5 ) . بم ، آج ، لب : بهترين . ( 6 ) . مل ، لت و . ( 7 ) . همه نسخه بدلها بجز ، مل و لت : خواستمى كه . ( 8 ) . همه نسخه بدلها : يعنى .